تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٢ - سوره المطففين(٨٣) آيات ١٠ تا ١٩
(١٢)- وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ و تكذيب نكنند بآنروز إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ مگر هر ستمكارى از حد در گذشته در تقليد كه بقدرت الهى و علم او استقصار كند و اعاده را از او مستحيل داند أَثِيمٍ بزه كار بىباك و متوغل در شهوات و معاصى كه مشغول ساخته باشد او را از ما وراي آن و او را بر انكار ما عداى آن داشته.
(١٣)- إِذا تُتْلى عَلَيْهِ چون خوانده شود بر او آياتُنا آيتهاى كلام ما قالَ گويد از فرط جهل و اعراض از حق كه اين أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ افسانههاى پيشينيان است و هر گاه در جهل و عناد باين مرتبه رسيده باشد پس شواهد نقلى باو نفعى نخواهد رسانيد هم چنان كه از دلايل عقلى منتفع نميشود.
(١٤)- كَلَّا اين ردع است از قول مذكور يعنى نه چنين است كه مكذبان مىگويد بَلْ رانَ [١] بلكه غلبه كرده و زنگ نهاده عَلى قُلُوبِهِمْ بر دلهاى ايشان ما كانُوا يَكْسِبُونَ آنچه بودند كه ميكردند از آثام و معاصى يعني قلوب ايشان بسبب غلبه خبث و اعتياد كفر و معاصى بر آن زنگ گرفته و تاريك شده بجهت اين معرفت حق و باطل بر ايشان پوشيده گشته و راه خير و قبول كردن نصيحت بر دلهاى ايشان بسته شده چه كثرت افعال سبب حصول ملكاتست كما
قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم إن العبد كلما أذنب ذنبا حصل فى قلبه نكتة سوداء حتى يسود قلبه
بدرستى كه بنده هر گاه گناهى كند نقطه سياه در دل وى پديد آيد تا بجايى كه همه دل وى سياه گردد، و عياشى باسناد خود از زراره نقل كرده كه ابو جعفر صلوات اللَّه عليه فرمود كه
ما من عبد مؤمن الا و فى قلبه نكته بيضاء فاذا أذنب ذنبا خرج فى تلك النكتة نكتة سوداء فاذا تاب ذهب ذلك السواد و ان تمادى فى الذنوب زاد ذلك السواد حتى يغطى البياض فاذا غطى البياض لم يرجع صاحبه إلى خير أبدا
هيچ بنده مؤمن نباشد مگر كه در دل او نقطه سفيدى هست چون گناه كند نقطه سياه در آن ميان پيدا شود و چون توبه كند آن سياهى زايل شود و اگر گناه متمادى شود و مداومت نمايد اين سياهى زياده شود تا آنكه تمام آن نقطه سفيد را بپوشد و هر گاه آن سفيدى بالكليه پوشيده گردد صاحب او هرگز بگرد كار خير نگردد و دايم در معاصى باشد و بعد از آن فرمود كه و هو قول اللَّه تعالى كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ حذيفه يمانى گويد چون بنده گناهى كرد مقدار يك انگشت از دل او منقبض گردد و همچنين بر هر گناهى زايد گردد تا تمام دل او سياه گردد آن گه اين آيه را بخواند كه كَلَّا بَلْ رانَ- الايه اينست معنى قول سبحانه كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
[١] بنا بر قرائت حفص از عاصم لام بَلْ را در راء رانَ نبايد ادغام كرد بلكه بايد لام را اظهار كرده و ميان بل و ران سكته خفيفى بوجود آورد چه اگر ادغام شود با برأن تثنيه بر مشتبه ميگردد.