تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٧ - سوره التكوير(٨١) آيات ٢٠ تا ٢٩
همه روى زمين پوشيده شد و بالهاى خود را از مشرق تا بمغرب بگسترد و سرش بر آسمان بود و پايش در زمين هفتم رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه آن صورت و هيئت را مشاهده فرمود بيفتاد و بيهوش شد [١] جبرئيل بر آن صورت كه نزد رسول ميآمد متمثل شد و نزد رسول بنشست و او را در زير پر خود گرفت تا بهوش آمد رسول را گفت يا رسول اللَّه ترا خلق من عظيم آمد اگر ميكائيل را به بينى چه حال خواهى داشت كه سر او از بدن من بزرگتر است و دوش او در زير عرش است و پاى او در تحت ثرى و عرش عظيم بر دوش اوست و با وجود اين عظمت از ترس خداى چنان حقير مىشود كه گنجشكى و عرش بر قدرت خداى بر پايست و نيز در صفت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و قرآن ميفرمايد كه:
(٢٤)- وَ ما هُوَ و نيست پيغمبر عَلَى الْغَيْبِ بر چيزهاى پوشيده يعنى بر آنچه بوحى بدو ميرسد بِضَنِينٍ بخيل كه شما را تعليم ندهد [٢] و او را از شما بپوشاند.
(٢٥)- وَ ما هُوَ و نيست قرآن بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ سخن ديو رانده شده بشهب ثاقبه از تصاعد بر آسمان يعني قرآن گفتار مسترقه سمع نيست كه آن را از سكنه آسمان استراق نموده باشند و بكهنه رسانيده، اين نهى قول كفار است كه قرآن كهانت و سحر است، آن گه بجهت تبكيت اهل كفر ميفرمايد كه:
(٢٦)- فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس بكجا ميرويد يعنى سخن بدين راستى و درستى چرا از آن اعراض ميكنيد و با وجود ظهور حقيت آن نسبت ميدهيد آن را بسحر و كهانت و أساطير اولين حق سبحانه به اين كلام استضلال كفار نموده در آنچه سلوك مينمايند در آن از راه باطل و ترك طريق حق
[١] از بعض روايات مستفاد ميگردد كه اين آيه شريفه راجع بمعراج حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله است از آن جمله روايتيست كه شيخ صدوق در خصال از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه از آن حضرت سؤال كردند مراد از افق مبين چيست؟ فرمود: صحرائيست در پيش عرش كه در آن صحرا نهرها جارى ميباشند و اطراف آن نهرها قدحهاى بسيار مانند نجوم سماوات نهاده شده تا با آن قدحها از آن نهرها آب بنوشند.
[٢] در مصحف عبد اللَّه بن مسعود (بظنين) بظاء اخت الطاء است مأخوذ از (ظنة) بمعنى تهمت نه از ظن بمعنى گمان چه ظن بدين معنى متعدى بدو مفعولست و بنا بر اين، معنى چنين است، نيست آن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله هر آنچه از عالم غيب بدو ميرسد تهمت زننده و در سائر مصاحف و در قرائت نافع و عاصم و حمزه و ابن عامر بِضَنِينٍ بضاد اخت الصاد است مأخوذ از (ضن) يا (ضنانة) بمعنى بخيلى كردن و بنا بر اين، معنى چنين است و نيست آن حضرت بر غيب يعنى بر قرآن و اخبار و احكامى كه مأمور است بشما ابلاغ نمايد بخيل كه از شما بپوشاند و بشما نياموزد و پوشيده نماند كه تفسير اين آيه بر وجه مذكور موافق است با آنچه اكثر مفسرين گفتهاند يعنى ضمير وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ را راجع برسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله دانستهاند ولى در تفسير على بن إبراهيم قمى (ره) از ابو بصير از حضرت صادق روايت مفصلى در تفسير اين آيات نقل شده كه در تتمه آن روايت ابو بصير گويد، من از حضرت صادق عليه السّلام معنى وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ را پرسيدم آن حضرت فرمود:
و ما هو تبارك و تعالى على نبيه صلى اللَّه عليه و آله بغيبه بضنين
يعنى نيست حقتعالى بر پيغمبر خود برسانيدن وحى بخيل و ممسك.