تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٤ - سوره عبس(٨٠) آيات ٢٠ تا ٢٩
ساخت آنچه موجب صلاح اوست از اعضاء و اشكال و هيآت يا اندازه اطوار او كرد [١] از نطفه بعلقه و از علقه بمضغه تا آنكه تمام خلقت او بر حد معلوم از طول و قصر و سمع و بصر و ساير حواس و اعضاء و مدت عمر و تعين آن و جميع احوال او.
(٢٠)-
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ پس راه بيرون آمدن از شكم مادر آسان گردانيد او را باين وجه كه فوهه رحم را واسع ساخت و او را ملهم گردانيد تا منكس متولد شود، يا رام گردانيد او را بر سبيل خير و شر و اقتدار و تمكين داد در آن كقوله إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ و قوله وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ نصب سبيل بفعلى كه مفسر او است فعل ظاهر بجهت مبالغه است در تيسير، و تعريف آن بلام بدون اضافه اشعار است بآنكه آن سبيل عامست و بنا بر معنى أخير در او ايمائيست بآنكه دنيا دار مرور است و مقصد غير آنست و لهذا در عقب آن فرمود كه:
(٢١)- ثُمَّ أَماتَهُ پس بميرانيد او را به وقت انتهاى عمر باين وجه كه خلق موت فرمود در او و يا ازاله حيات نمود از او فَأَقْبَرَهُ امر فرمود پس بخاك در آورد او را يا صاحب قبر گردانيد يقال قبر الميت اذا دفنه، و أقبر الميت اذا أمر أن يقبره و مكنه منه أو جعله ذا قبر يوارى فيه.
(٢٢)- ثُمَّ إِذا شاءَ پس وقتى كه خواهد خداى أَنْشَرَهُ زنده گرداند او را چه وقت نشور باز بسته است بمشيت او سبحانه وعد اماته و اقبار در نعم بجهت آن است كه اماته وصلت است بحيات ابديه و لذات خالصه و أمر بقبر بجهت تكرم اوست و صيانت او از سباع بر خلاف ساير حيوانات، و در جمله شرطيه اشعار است بآنكه وقت نشور غير متعين است فى نفسه و منوطست بمشيت او.
(٢٣)- كَلَّا اين ردعست از آنچه آدمى بر آن است از اغترار بنعم دنيا و مستعد نشدن براى رفتن بعقبى يعنى بايد كه كافر منزجر شود از اين انكار و اغترار و ميتواند كه كَلَّا بمعنى حقا باشد يعنى حقا كه آدمى لَمَّا يَقْضِ هنوز نگذارد و أداء نكرد ما أَمَرَهُ آنچه فرمود خداى او را يعنى بعهد و ميثاق وفا ننمود و بدين و طاعت گردن ننهاد؛ و گفتهاند مراد همه آدميانند يعنى هنوز آدمى از عهده اداى حقوق الهى كما ينبغى بيرون نيامد و چنانچه حق عبادت او سبحانه است قيام ننمود با وجود تطاول زمان و امتداد دهور از عهد آدم تا غايت چه آدمي خالى از تقصيرى نيست و چون
[١] در عصر كنونى در اثر توسعه علوم و فنون طبيعى بالاخص علم تشريح اسرار و رموز خلقت بشر و بدايع صنعت و حكمت اعضاء و اجزاء آدمى و اشكال و اوضاع و خواص آنها بيش از پيش ظاهر و پديدار گشته و وسايل خداشناسى بمراتب فزونتر از اعصار گذشته است ولى متأسفانه اگر نگوئيم همه فلاسفه و حكماء طبيعى اروپا مادى مسلكند بطور مسلم اكثر آنان ايمان بآفريدگار حكيم ندارند.