تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠ - سوره المعارج(٧٠) آيات ٢٠ تا ٢٩
در وعايى نهاده يعنى بجهت تحفظ در ظرفى كرده و نگاه داشته و حقوق واجبه آن را نداده و بجهت كثرت حرص بر جمع آن و طول امل و تشاغل بآن از دين حق باز مانده، مرويست كه عبد اللَّه سليم سر كيسه را نبستى و پيوسته آن را نامربوط و نامحفوظ داشتى وى را گفتند كه چرا چنين ميكنى گفت ميترسم كه اگر بحفظ آن مشغول شوم در آيه جَمَعَ فَأَوْعى داخلشوم، پس حق سبحانه بيان محبت ايشان بر جمع مال كرده ميفرمايد كه:
(١٩)- إِنَّ الْإِنْسانَ بدرستى كه آدمى خُلِقَ آفريده شده است هَلُوعاً بسيار حريص بر جمع اموال و سريع المنع از أداء حقوق مفروضه آن و بىصبر و سريع الجزع در بليات و مصايب و اين مأخوذ است از ناقة هلوع اى سريعة السير، از مقاتل مروى است كه هلوع جانورى است در پس كوه قاف كه هر روز هفت صحرا از گياه خالي ميگرداند يعني همه حشايش آن را ميخورد و آب هفت دريا را مياشامد و در گرما و سرما صبر ندارد و هر شب در انديشه آن است كه فردا چه خواهد خورد، پس حق سبحانه آدمى را در بىصبرى و انديشه روزى بدين دابّه تشبيه فرموده و از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مروى است كه
شر ما فى الرجل شح هالع و جبن خالع
بدترين آنچه در مرد بود بخلى است كه او را از دادن باز دارد و بد دلى كه دل او را از جاى بر كند، و احمد بن يحيى روايت كند كه محمّد بن عبد اللَّه بن طاهر از من پرسيد كه تفسير هلوع چيست گفتم هيچ تفسير ابين و اوضح از تفسيرى نيست كه حقتعالى فرموده و هو قوله:
(٢٠)-
إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ چون برسد او را چيزى بد مانند فقر و قرض جَزُوعاً بسيار جزع نمايد و فرياد كند:
(٢١)- وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ و چون برسد او را چيزى خوب مَنُوعاً منع كند نفس خود را از اطاعت و انفاق مال در راه حضرت عزت اذاى، اول ظرف (جزوع) است، و اذاى دوم ظرف (منوع) و اين اوصاف ثلاثه احوال مقدرهاند يا محققه، يعنى انسان بجهت رسوخ جزع و منع در او بمرتبه است كه گوئيا بر اين مجبولست نه آنكه از صفات امور خلقيه و غير اختياريه اوست مثل قوله تعالى خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ و دليل بر اين آنست كه انسان در بطن و مهد متصف باين دو صفت نيست و ديگر آنكه اين از صفات ذميمه است و حق سبحانه فاعل ذم نيست و دليلي ديگر بر آن استثناى مؤمنين است از آن فى قوله:
(٢٢)- إِلَّا الْمُصَلِّينَ يعنى جميع آدميان باين دو صفت موصوفاند مگر نماز گذارندگان.
(٢٣)- الَّذِينَ هُمْ آنان كه ايشان عَلى صَلاتِهِمْ بر نماز خود دائِمُونَ مداومت