تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩ - سوره المعارج(٧٠) آيات ١٠ تا ١٩
(١٤)- وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ و دوست دارد كه فدا دهد هر كه در زمين است جَمِيعاً همه ايشان را يعنى خواهد كه همه خلايق را از اقارب و اجانب فدا دهد ثُمَّ يُنْجِيهِ پس برهاند او را از آن فدا دادن، ابن عطف است بر يَفْتَدِي و ايراد ثُمَ بجهت استبعاد است در انجام فداى ايشان و عدم ترتب نجات بر آن و لهذا قال ردا عليه:
(١٥)- كَلَّا نه آن چنانست كه اين افتداء او را نجات دهد و از عذاب برهاند إِنَّها بدرستى كه آتش دوزخ كه مجرم از او فدا دهد و فايده ندهد لَظى زبانيه ايست خالص كه به هيچ چيز مخلوط نباشد تا موجب كسر شدت حرارت آن شود، و عدم ذكر مرجع ضمير بجهت دلالت ذكر عذابست بر آن، و ميتواند بود كه ضمير مبهم باشد و خبر مفسر آن يعنى آن چيزى كه از او فدا دهد زبانيه خالص است از آتش، يا ضمير قصه و لَظى مبتدا و خبر آن قوله:
(١٦)- نَزَّاعَةً يعنى شأن و قصه اينست كه زبانيه خالص كننده است لِلشَّوى مردست و پاى مشركان را يا پوست سر ايشان را بشدت احراق، و بنا بر معنى اول خبر بعد از خبر است، و در كشاف آورده كه لَظى علم جهنم است يا دركه ثانيه آن منقول از للظى است كه معرف به لام است بمعنى اللهب و يا اسم جنس است بمعنى لهب و نَزَّاعَةً صيغه مبالغه است يعنى بسيار نزع كننده اعضاء از جاى خود، و ميتواند بود كه رفع نَزَّاعَةً بر تهويل باشد اى هى نزاعة يا آنكه صفت لَظى باشد گاهى كه علم نباشد، و حفص بنصب خوانده كه حال مؤكده باشد يا منتقله بر تقدير انها متلظية نزاعة يا منصوب باشد بر اختصاص تهويل و شوى بمعنى اطرافست يا جمع شواة كه بمعنى جلد رأس است، حاصل معنى آنست كه زبانيه آتش خالص بسبب فرط سوختن بر كننده باشد پوست جوارح ياسر را و نزع نماينده گوشت آن را از استخوان، و مأثور است كه هر گاه پوست و گوشت را از استخوان بر بايد فى الحال پوست و گوشت ديگر روئيده شود و باز آتش آن را نزع نمايد و ابد الآبدين بر همين منوال باشد و اين آنست كه حقتعالى فرموده كه كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ بعد از آن بيان مستحقان اين آتش ميكند بقوله:
(١٧)- تَدْعُوا ميخواند آتش يعنى جذب ميكند و حاضر ميگرداند در نزد خود بر وجه جبر يا قهر يا هلاك ميگرداند كقولهم دعاه اللَّه إذا أهلكه يا زبانيه آتش ميخواند، و در معالم التنزيل از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه آتش بقدرت كامله ربانى گويا شود مانند گويا شدن جوارح و تكلم شجره موسى و بزبان فصيح بنام و لقب بخواند مَنْ أَدْبَرَ كسى را كه پشت كرده بر حق وَ تَوَلَّى و روى گردانيده از فرمان معبود مطلق:
(١٨)- وَ جَمَعَ و گرد كرده مال دنيا را بدون ملاحظه حلال و حرام فَأَوْعى پس