تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٨ - سوره البقرة(٢) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
حكم و مبين شر كه غرض دفع قبيلتين است بلكه بجهت روايت ماثوره از أمير المؤمنين كه مردى بنده خود را بكشت پيغمبر جلد او فرمود و يك سال او را از آن شهر اخراج كرد و بجهت روايات صحيحه از پيغمبر كه
لا يقتل مسلم بذي عهد و لا حر بعبد
و بجهت فعل صحابه بدون نكيرى و اين مذهب اصحاب ما است بجهت عدم ترك عمل بمفهوم مطلقا و بجهت دلالت احاديث ائمه معصومين عليه السّلام و منه
قول الصادق عليه السّلام لا يقتل حر بعبد و لكن يضرب ضربا شديدا و يعزم دية العبد منه
و نيز بدانكه جواز قتل حر بحر مشروط است بتكافى و تساوى در اسلام و عقل و به اينكه قاتل پدر مقتول نباشد و خلافست مالك را در اخير و خلافست در اينكه ام حكم اب دارد يا نه نزد ما آنست كه حكم آن ندارد بلكه ام را بكشد بولد و نزد عامه حكم آن اب است اما قتل ولد باب جايز است باجماع و قتل جماعت بواحد
لقوله صلّى اللَّه عليه و آله لو اجتمعت ربيعة و مضر على قتل امرء مسلم قتلوا قيدوا به
و نزد ما نيز چنين است اما رد كنند بر ايشان فاضل ديه را و همچنين در قتل (مرد بزن) رد نصف ديه كنند هم چنان كه طبرى در تفسير خود از أمير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده فَمَنْ عُفِيَ لَهُ پس هر كه عفو كرده شود براى او مِنْ أَخِيهِ از قصاص برادر او كه مقتولست شَيْءٌ چيزى از عفو در مجمع گفته كه در اين دو قول است يكى آنكه معنى آنست كه هر كه واگذاشته شود مر او را و اعراض كرده شود از او آنچه واجبست بر او كه آن قصاص است در قتل عمد از خون برادر او پس حذف مضاف شده بجهت علم بآن و مراد باخ مقتول است يعنى او اخ قاتل است در اسلام و اين دال است بر آنكه اخوة اسلام بينهما منقطع نميشود و قاتل از ايمان بيرون نميرود بجهت قتل او و گويند مراد باخ عافيست يعنى ولى دم كه حق تعالى او را اخ قاتل تسميه فرموده و قوله شيء دليل است بر آنكه بعضى اوليا هر گاه عفو كنند قود ساقط ميشود و ضمير در له و اخيه راجع است به من كه قاتل است يعنى هر كه قتل او (مبذول و مرضى منه) شود بديه باين وجه كه ولى دم راضى بديه شود كه از جانى بستاند و از قصاص او در گذرد و اين قول اكثر مفسرينست و قول دوم آنست كه مراد بقوله فمن عفى له ولى دم است و ضمير اخيه راجع باو است و تقدير اينكه فمن بذله من اخيه يعنى اخ الولى و هو المقتول لدية و قول اول اظهر است و ذكر شيء بصورة نكرده با آنكه قود معلوم است مقوى قول ثانيست و در انوار گفته كه فايده شيء اشعار است بآنكه بعضى عفو مانند عفو تام است در اسقاط قصاص و گويند كه عفى بمعنى ترك است و شيء مفعول به است و اين قول ضعيف است زيرا كه ثابت نشده عفى الشيء بمعنى تركه بل اعفاه و عفى بعن معديست بجانى و مذنب قال اللَّه تعالى عَفَا اللَّهُ عَنْكَ و قال عَفَا اللَّهُ عَنْها و هر گاه كه بعن معدى بذنب شود بلام معدى خواهد بود بجانى