تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٦ - سوره البقرة(٢) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
و اب اله است و ابن اله و روح القدس اله و امتناع ايشان از آنكه گويند خدا سهاند و غير آن از متناقضات مذكوره در كتب و لهذا حقتعالى ميفرمايد كه اى اهل اسلام كه متابعان ملت ابراهيميد اعراض كنيد از قول يهود و نصارى و در جواب ايشان كه شما را بدين يهود و نصارى دعوت ميكنند قُولُوا بگوئيد كه آمَنَّا بِاللَّهِ گرويدهايم بخدا وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا و بآنچه فرو فرستاده شده است بسوى ما ما يعنى قرآن تقديم ذكر ان بر صحف بجهت آنست كه آن اول است نسبت بما و سبب ايمان ما است بغير آن از كتب وَ ما أُنْزِلَ و بآنچه فرو فرستاده شده است إِلى إِبْراهِيمَ بسوى ابراهيم عليه السّلام كه آن بيست صحيفه بوده است وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ و باسماعيل و اسحاق كه فرزندان اويند وَ يَعْقُوبَ و يعقوب كه نبيره او است وَ الْأَسْباطِ و بفرزندان يعقوب اگر چه صحف بر ابراهيم عليه السّلام بر آن اولاد او ليكن چون ايشان مستند بودند بتفصيل آن و داخل در تحت احكام آن پس گوئيا آن بر ايشان نيز منزل شده هم چنان كه قرآن نيز بر ما منزل است و اسباط جمع سبط است بمعنى حافد و مراد بآن حفده يعقوبند يا ابناء آن و ذرارى ايشان چه ايشان حفده ابراهيم و اسحاقند هم چنان كه حسن و حسين عليه السّلام سبطين حفده رسول اللَّه وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسى و بآنچه داده شده است موسى و عيسى عليه السّلام را يعنى تورية و انجيل افراد اين هر دو كتاب بذكر بحكمى كه ابلغ است بجهت آنست كه اين هر دو كتاب نسبت بموسى و عيسى مغاير ما سبق است كه صحف است زيرا كه فروع شرايع اينها مخالف فروع شرايع ايشانست و ديگر آنكه نزاع در اينها واقع است نه در غير ايشان از كتب ديگر وَ ما أُوتِيَ النَّبِيُّونَ و آنچه داده شدهاند پيغمبران ديگر از كتب و معجزات مِنْ رَبِّهِمْ از نزد پروردگار ايشان لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ هيچ جدايى نمىافكنيم ميان يكى از ايشان بلكه بهمه ايمان داريم نه مانند يهود كه ببعضى ايمان آوردهاند دون بعضى و چون احد در سياق نفى است عام واقع شده پس جايز است كه مضاف اليه بين واقع شود وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ و ما مر خداى را گردن نهادهگانيم و مذعن و مخلص توحيد اوئيم و بدانكه اكثر مفسران بر آنند كه همه فرزندان يعقوب كه دوازده بودند انبيا بودند و آنچه مذهب ما مقتضى آنست خلاف اين است بجهت وقوع معصيت از ايشان در آنچه با يوسف كردند و نبى نزد ما معصومست از صغاير و كباير و ظاهر قرآن نيز دلالت بر نبوت همه ايشان نميكند وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ دلالت نميكند بر آنكه ايشان انبيا بوده باشند زيرا كه جايز است كه انزال آن بر بعضى از ايشان بوده باشد كه پيغمبر بودهاند و محتمل است كه آن مثل ما انزل الينا باشد چه قرآن همين بر پيغمبر ما نازل شده ليكن چون مسلمان مأمورند بآنچه در او است اضافه انزال بايشان شده و عياشى باسناد خود از