تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٢ - سوره البقرة(٢) آيات ١٩٠ تا ١٩٩
رخصت سيم اختلافست در اين كه هدى تحلل بدل دارد يا نه اقوى نزد ما آن است كه آن را بدل نيست مطلقا و ابو حنيفه و شافعى در احد قولين بر اينند و بقول ديگر و احمد بدل آن ده روز روزه داشتن است و نزد ايشان محل نمىشود الا با بدل دوم از مسايل مبحث دوم از اين آيه است كه فما استيسر بمعنى يسر و تيسر است مثل استصعب كه بمعنى صعب و تصعبست و هدى يا بدنه است و يا بقره و ياشات و آن جمع هديه است مانند جدى كه جمع جديه است و نزد بعضى اسم مفرد است و مؤنث او هديه و جمع او هدى بتشديد يا و اشتقاق آن از هدية است و يا از هدا اذا ساقه الى الرشاد زيرا كه آن مسوق ميشود بحرم و موضع ما استيسر رفع است اى فعلكم ما استيسر و يا نصب است اى (فاهدوا او فاذبحوا) (سيم) از مسائل اين است كه وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ و متراشيد سرهاى خود را اين كنايه است از احلال زيرا كه از لوازم آنست يعنى از احرام بيرون ميائيد حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ تا وقتى كه برسد قربانى مَحِلَّهُ بموضع خود نزد شافعى محل هدى موضعى است كه مصدود يا محصور شده زيرا كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ذبح هدى خود فرمود بحديبية و آن از زمين حل است و نزد ابو حنيفه محل آن حرم است مطلقا خواه براى صد باشد و خواه حصر و نزد اصحاب ما درصد مراعات زمان يا مكان واجب نيست و اما در حصر محل هدى مكه است اگر در عمره باشد و منى است اگر در حج باشد و خلافى نيست در اينكه واجبست قضا در حج فرض مگر در روايتى از مالك و اما حج ندب نزد ما واجب نيست قضا و مالك و شافعى نيز بر اينند و ابو حنيفه گفته كه واجب است و احمد را دو قول است و محل بكسر حاء ماخوذ است از حل يعنى (لا تحلقوا رؤسكم حتى يذبح حتى يحل ذبحه فيه) و اگر از حلول مأخوذ ميبود محلت واقع ميشد بفتح حاء مسئله چهارم اين است كه فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ پس هر كه باشد از شما مَرِيضاً بيمار در وقت احرام كه بآن محتاج شود بحلق أَوْ بِهِ أَذىً يا باو رسيده باشد رنجى مِنْ رَأْسِهِ از سر او چون صداع و يا جراحة يا غلبه شپش در آن و بدين سبب چون سر بتراشد فَفِدْيَةٌ پس بر او است فدا دادن مرويست كه كعب بن عجره را وقتى كه محرم بود جنبندگان در سرش غلبه كرده بودند و بر سر و روى وى ميدويدند حضرت صلّى اللَّه عليه و آله بر آن اطلاع يافت فرمود سر بتراش و گوسفندى درويشان را بخوران گفت يا رسول اللَّه بر آن دست رس ندارم حكم صادر شد كه فدا دهد مِنْ صِيامٍ از روزه سه روز أَوْ صَدَقَةٍ يا صدقه يعنى اطعام شش مسكين هر مسكينى را دو مد يا ده مسكين هر يكى را مدى أَوْ نُسُكٍ يا از قربانى و ادناى آن گوسفندى است كه ذبح آن نموده بفقرا اعطا نمايد و نسك مصدر است و گويند جمع نسيكه است چون اين آيه نازل شد كعب گفت در حق من نازل شده