تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٥ - سوره البقرة(٢) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
جهالت بحقيقت آن حال ببهايمى كه استماع صوت كنند و فهم معنى آن نكنند يا تمثيل ايشان است در دعاى ايشان اصنام را بنعق ناعق كه آن تصويتست بر بهايم و اين قول مغنى است از اضمار لكن قوله الا دعاء و نداء مساعدة آن نمىكند زيرا كه اصنام نمىشنوند مگر گاهى كه آن را از باب تمثيل مركب گردانند و قول اول منقول از ابن عباس و حسن و مجاهد و قتاده و مروى از ابى جعفر عليه السّلام و مختار جبائى و رمانى و طبرى و چون حال داعى كفار مثل ناعق بهايم است پس ايشان صُمٌ كرانند از شنودن كلام حق و استماع حجت بُكْمٌ گنگانند از سخن گفتن درست عُمْيٌ كورانند از ديدن راه راست فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ پس ايشان عقل ندارند يعنى در نمىيابند آنچه پيغمبر بايشان ميگويد بجهت اخلال بتفكر و نظر مراد آنست كه چون ايشان از حواس و عقل خود منتفع نميشوند و بوسيله آن بطريق حق مهتدى نميگردند پس بمنزله آن كسانيند كه (مسلوب الحواس و العقل) باشند و رفع صم و ما بعد آن بر ذم است پس از كفار اعراض نموده خطاب بمؤمنان ميكند و ذكر احسان و نعم ظاهره خود بر ايشان مينمايد و ميگويد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه ايمان آوردهايد كُلُوا بخوريد بر وجه اباحه مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ از پاكيزهها يعنى از مستلذات آنچه روزى داديم شما را و ميتواند بود كه مراد بطيب حلال باشد زيرا كه رزق غير حلال نميتواند بود و چون قبل از اين توسيع امر نموده بود بر كافه مردمان و مباح ساخته بود مر ايشان را آنچه در زمين است سواى آنچه بر ايشان حرام گردانيده بود پس اينجا بمؤمنان امر ميكند كه طيبات مرزوق را تحرى نمايند و بحقوق آن قيام نمايند كما قال وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ و سپاس گوئيد خداى را بر آنچه روزى شما كردهايم إِنْ كُنْتُمْ اگر هستيد شما كه از روى صدق و اخلاص إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ او را ميپرستيد نه غير او را يعنى اگر صادقيد در اينكه مختصايد بعبادت او سبحانه و مقريد باين كه او است كه مولى نعم است نه غير او پس عبادت او تمام نميشود مگر بشكر و از اينجا معلوم ميشود كه معلق بفعل عبادت امر است بشكر بجهت اتمام آن و عدم آن نزد عدم اينست و از حضرت رسالت مرويست كه
يقول اللَّه تعالى انى و الجن و الانس فى نبأ عظيم اخلقهم و يعبدون غيرى و ارزقهم و يشكرون غيرى
يعنى حق سبحانه ميفرمايد كه مرا با آدميان و جنيان كارى عظيم افتاده است ايشان را ميآفرينم و عبادت غير من ميكنند و روزى ميدهم بايشان و غير مرا شكر گذارى ميكنند و ابو هريره از پيغمبر روايت كرده كه
ان اللَّه طيب لا يقبل الا الطيب ان اللَّه امر المؤمنين بما امر به المرسلين فقال يا ايها الرسل كلوا من الطيبات
يعنى خدا پاك است و غير پاكان را دوست نمىدارد و قبول نميكند بدرستى كه خدا مؤمنان را بهمان امر فرموده كه پيغمبران را امر كرده