تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٩ - سوره البقرة(٢) آيات ١ تا ٩
بمتقين بجهت اهتدا و انتفاع ايشان است بآن يعنى امتثال احكام آن و عدم انتفاع غير ايشان بآن و اگر چه هادى جميع خلقانست و راهنماى همه مردمان و باين اعتبار فرموده كه هُدىً لِلنَّاسِ و از اين قبيل است إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها چه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله منذر جميع مكلفانست و تخصيص انداز بخائفان بجهت انتفاع ايشان است بآن و يا وجه اختصاص هدى باهل تقوى بجهت آنست كه منتفع نميشود بتأمل در آن مگر آن كسى كه تصقيل عقل خود نمايد و استعمال آن نمايد در تدبر دلايل و آيات و نظر در معجزات و تعرف نبوات زيرا كه اين كتاب مانند غذاى صالح است از براى حفظ صحت چه آن جلب نفع نميكند ما دام كه صحت نيست و اليه اشار بقوله تعالى وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً و چون مجمل و متشابه كه از جمله قرآنست منفك نيست از بيان تعيين مراد از آن پس قادح هدايت آن نباشد و متقى اسم فاعل است و ماخوذ از وقاه فاتقى و وقاية بمعنى صيانت است و در عرف شرع متقى كسيست كه واقى نفس خود باشد از هر چه ضرر باو رساند در آخرت و تقوى را سه مرتبه است يكى توقى از عذاب مخلد بسبب تبرى از شرك و عليه قوله تعالى وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى دويم تجنب از هر چه موجب اثم باشد از فعل يا ترك حتى صغاير و اين كه بعضى تفسير متقى كردهاند بآنكه اجتناب كند از همه محرمات و اقدام نمايد بهمه واجبات و يا آن كه حقتعالى او را در منهيات نيابد و در مأمورات يابد و يا بوسيله عمل صالح خود را از عذاب خدا نگاهدارد راجع باين معنى است و اين قسم است كه متعارف است باسم تقوى در شرع شريف و هو المراد من قوله تعالى وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا سيم تنزه بنده از هر چه شاغل سر او باشد از حق و تبتيل وى باو سبحانه بظاهر و باطن به اين معنى كه از همه ما سوى منقطع شده بالكليه و من جميع الوجوه توجه بحضرت مولى نمايد و اين تقوى حقيقى است كه مراد است از كريمه اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ و تفسير متقين در اين مقام بر وجوه ثلثه جايز است چه قرآن هادى اصحاب اين سه مرتبه است از كعب الاخبار معنى تقوى پرسيدند گفت در راه كه پر از خار و خاشاك باشد رفتهايد گفتند آرى گفت چگونه در آن راه سلوك نمائيد گفتند دامن خود را از آن برداريم و خويشتن را از آن باز داريم تا هيچ خارى دامن گير ما نشود و در اعضاى ما نخلد گفت تقوى از اين قبيل است به اين معنى كه در راه دين كه سلوك نمائيد از معاصى بر وجهى اجتناب كنيد كه از خار و خاشاك خود را نگاهميداريد و بعضى اين معنى را در سلك نظم كشيده اندو گفته (خل الذنوب صغيرها كبيرها فهوا التقى و اصنع كماش فوق ارض الشوك يحذر ما يرى لا تحقرن صغيرة ان الجبال من الحصى) و از أمير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه متقى آنست كه اگر جمله اعمال او بر طبقى نهند و آن را بر جهانيان عرض كنند هيچ چيز در آن نباشد كه او را از آن شرم بايد داشت