تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٥ - سوره البقرة(٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
آلود متوجه آن شده بتضرع و زارى و ناله و بىقرارى مشغول ميشدند و بسبب آن بنوازش آمرزش مشرف ميگشتند حقتعالى خطاب بملائكه كرد كه اين از جمله آن مصالح و حكم است كه من در خلق آدم ميدانستم و شما بآن راه نميبرديد و بدانكه اين آيه دلالت تمام ميكند بر آنكه او سبحانه فعل قبيح نميكند زيرا كه اگر موجه ميبود كه مطلق اشياء از او صادر شود خواه حسن و خواه قبيح ايراد كلام إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ بيوجه ميبود چه مراد از انى اعلم علمست بمصالح پس او مرتكب فعل اصلح شود نه غير آن القصه حق سبحانه بعد از جواب انى اعلم از اجزاى مختلفه زمين قبضه خاك را قبض كرد و آن را بآب مخلوط و ممزوج ساخت باين وجه كه ملك السحابرا امر فرمود تا چهل روز قطعه سحاب را بر سر آن بداشت و چنان تعيين نمود كه در اين چهل روز بر آن خاك ببارد و بهيچ نوع سايه از آن بر ندارد تا آنكه آن خاك گل شد و چسبان گشت و بسر حد استعداد صورة رسيد بعد از آن او سبحانه آن را بصورة انسانى مصور ساخت و در او نفخ روح فرمود و بجهت آنكه متصف گشته بود بأدمه كه بمعنى گندم گونست او را بادم نام نهاد و خليفه زمين گردانيد وَ عَلَّمَ آدَمَ و بياموخت آدم را باين وجه كه ملهم ساخت او را الْأَسْماءَ كُلَّها نامهاى جميع مخلوقات را از علويات و سفليات و از ابن عباس و مجاهد و سعيد بن جبير و اكثر مفسرين متأخرين مرويست كه حق سبحانه تعليم آدم كرد جميع اسماى موجوداترا حتى القصعة و القصيعة و جميع صناعات و عمارت ارضين و اطعمه و ادويه و استخراج معادن و غرس اشجار و منافع آن و جميع آنچه متعلق است بمصالح و منافع دين و دنيا و قتاده بر آنست كه مراد معانى اسماء است زيرا كه اسماء بدون معانى فايده بر آن مترتب نميشود و منشأ فضيلت آدم نمىگردد و على بن عيسى و ابو على جبائى گفتهاند كه مراد آنست كه او سبحانه تعليم آدم فرمود جميع اسماء اشيايى كه آفريده بود و آنچه نيافريده با جميع لغات مختلفه كه ذريه او بعد از وى بآن تكلم كردهاند و بعد از آن اولاد او از او اخذ لغات كردند و چون متفرق شدند هر فرقه متكلم شدند بلسانى كه معتاد شده بودند بآن و ما بقى را فراموش كردند و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايتست كه مراد جميع اسماء ارضين است و جبال و شعاب و اوديه و بعد از آن اشارة ببساطى كرد كه در زيرا و بود و فرمود كه آدم باين بساط نيز عالم بود و از ربيع منقولست كه مراد اسماى جميع ملائكه است و اسماى ذريه خودش و گفتهاند خداى تعالى تعليم آدم كرد همه القاب أشياء را و معانى و خواص هر يكى را و نزد بعضى او سبحانه تعليم لغت عرب نكرد باو زيرا كه اول كسى كه باين لغت متكلم شد اسماعيل عليه السّلام بود و در آثار آمده كه حق سبحانه كلام را معجزه سه پيغمبر گردانيد آدم و اسماعيل و خاتم الانبياء عليهم السلام و در كيفيت تعليم علما را اختلافست بعضى گفتهاند كه حق سبحانه معرفت همه اسما را در دل آدم بوديعة نهاد و بعد از آن فتق لسان او فرمود تا بآن تكلم نمود و اين را معجزه او ساخت و برخى ديگر بر آنند كه آدم