تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٦ - سوره البقرة(٢) آيات ٧٠ تا ٧٩
تصديق قول او كردند در اين اخبار با آنكه ميدانستند كه امى است و هيچ كتابى نخوانده پس اين اخبار آيت صادعه و حجت ساطعه باشد در ثبوت نبوت آن حضرت بر ايشان و چون حقتعالى ذكر معجزه باهره و علامت ظاهره نمود بر بنى اسرائيل در عقب آن بيان طغيان و عصيان ايشان ميفرمايد بقوله ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ پس سخت گشت دلهاى شما اى يهود مِنْ بَعْدِ ذلِكَ از پس زنده شدن آن مقتول و يا بعد از جميع آيات و معجزات كه تعداد آن نموده شد خطاب راجع باولياء مقتول است يعنى يا آنكه از براى شما مقتول را زنده گردانيديم تا قاتل خود را براى شما بيان كرد و يا راجع بجميع بنى اسرائيل است كه با وجود مشاهده آيات مذكوره سخت دل شدند و انقياد نكردند و قساوت عبارتست از غلظ با صلابت هم چنان كه در حجر است و قساوت قلب مثل است در بعد آن از اعتبار و تذكر و ذكر ثم از جهت استبعاد قسوتست يعنى با آنكه آيات مذكوره موجب لين قلب است دل شما غليظ و سخت شده فَهِيَ پس دلها كه شما راست كَالْحِجارَةِ مانند سنگست در سختى و درشتى أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً يا سختتر است از سنگ از روى قساوت و غلظت يعنى در قساوت مثل حجاره است يا زايد بر آن و يا قلوب شما مثل حجاره است و يا مثل آن چيزى كه سختتر است از حجارت در قساوت مانند حديد پس بنا بر اين معنى مضاف محذوف باشد و مضاف اليه قائم مقام او شده و تقدير آنكه فهى (مثل الحجارة او مثل ما هو اشد منها قسوة كالحديد) و چون اشد متضمن مبالغه است و دلالت بر اشتداد (قسوتين) و اشتمال مفضل بر زياده از اين جهت نگفت كه (او اقسى منها) و او از براى ترديد است و معنى اينكه هر كه معرفت دارد بحال قلوب ايشان تشبيه آن ميكند بحجارة يا بآنچه قساوت آن از آن بيشتر است و سختتر و يا او بمعنى بل است يعنى دل ايشان مانند حجاره است بلكه سختتر از آن از قبيل وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ چه از ابن عباس مرويست كه ايشان صد و چهل هزار بودند پس آن در حكم ام منقطعه است و يا آنكه ايراد او بر سبيل ابهام باشد بر مخاطب و المعنى (انها كاحد هذين فى انه لا يخرج عنهما) و يا آنكه از براى تفصيل و تميز باشد اى (بعضها كالحجارة و بعضها اشد منها) و يا از براى تخيير از قبيل جالس الحسن او ابن سيرين اى ان شبهة قستوتها بالحجر اصبت و ان شبهتها بما هو اشد اصبت و ان شيهتها بهما جمعيا اصبت و يا بمعنى واو است كقوله أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ كه بمعنى و بيوت امهاتكم است يعنى قلوب ايشان مانند حجارت است در وقتى و سختتر از آن در وقتى ديگر بعد از آن بيان اشدية قلوب ايشان ميكند از حجارة بقوله وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ و بدرستى كه بعضى از حجارة لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ آن چيزيست يعنى آن سنگى