تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٤ - سوره البقرة(٢) آيات ٨٠ تا ٨٩
باشد و بنا بر اين وجه آيه حجت نباشد بر لبث دائمى صاحب كبيره و بنا بر قول اخير خطيئه عبارتست از آنكه مجاهد گفته كه چون بنده مؤمن گناهى كند نقطه سياه بر دلش پديد آيد و هر چند گناه بيشتر كند سياهى زياده گردد تا آنكه جمله دل او سياه گردد و بعد از بيان حال كفار يا مطلق اهل عصيان ذكر مال صلحاء اهل ايمان ميكند تا داعى بندگان باشد بايمان و عمل صالح و ميفرمايد كه وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آنان كه گرويده اند بخدا و بآنچه از نزد او آمده وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند عملهاى نيكو و پسنديده أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ آن گروه اهل بهشتاند و ملازم آن هُمْ ايشان نه غير ايشان فِيها خالِدُونَ در بهشت جاويد باشندگانند عطف عمل صالح بر ايمان دلالت مىكند بر خروج آن از مسماى ايمان و خلود اگر چه بحسب وضع بمعنى لبث طويل است اما اينجا مراد دوام ثبات است باجماع جميع امة و بعد از بيان حال فريقين باز سر رشته كلام را بذكر بنى اسرائيل كشيده مىگويد وَ إِذْ أَخَذْنا و ياد كنيد چون فرا گرفتيم در تورية مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ عهد و پيمان فرزندان يعقوب را و گفتيم بايشان كه لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ مپرستيد مگر خداى را كه سزاوار پرستش او است نه غير او اخبار در معنى نهيست كقوله تعالى وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ و اين ابلغ است از صريح نهى بجهت آنكه اين متضمن ايهام است بآنكه منهى مسارعت كرده بانتها و الحال ناهى از آن خبر مىدهد و مؤيد اينست قراءة أَلَّا تَعْبُدُوا و عطف قولوا بر آن و بنا بر اين مقول قول محذوفست اى (قلنا لهم لا تعبدوا الا اللَّه) و نزد بعضى تقدير كلام ان لا تعبدوا است كه چون حذف ان شده فعل مرفوع گشته و قراءة ان لا تعبدوا دال است بر اين پس اين بدل باشد از ميثاق و يا معمول آن باشد بحذف جار اى (بان لا تعبدوا) و نزد بعضى ديگر جواب قسمست و معنى كلام دال است بر آن كانه قال (خلقناهم لا تعبدون) يعنى سوگند داديم ايشان را كه نپرستند غير خداى را و حمزه و كسايى بغيبت خواندهاند يعنى اخذ عهد كرديم از ايشان كه نپرستند ايشان مگر خداى را و قوله وَ بِالْوالِدَيْنِ متعلق است بمضمر و تقدير كلام اينست كه و تحسنون يا و احسنوا يعنى نيكويى كنيد بر پدر و مادر إِحْساناً نيكويى كردنى يعنى رفعت و شفقت و دعاى خير و انفاق جميل در حق ايشان مرعى داريد وَ بِذِي الْقُرْبى عطفست بر والدين يعنى و نيز نيكويى نمائيد بخويشان وَ الْيَتامى و يتيمان يعنى فرزندان بىپدر قبل از بلوغ بدليل (لا يتم بعد الحلم) وَ الْمَساكِينِ و بيچارگان و درويشان يتامى جمع يتيم است چون نديم و ندامى و قليل الاوزانست و مسكين مفعيلست ماخوذ از سكون (كان الفقر اسكنه) و قوله وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً در تقدير قولوا