تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٥ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
و مخمول و مجهول بوديد و شما را مشهور و معروف گردانيد و اگر چه اين دو وجه اخير مليح است اما تا كلام را بر حقيقت خود حمل توان كرد جايز نيست كه بمعنى مجاز صرف كنند و حياة در قوه حساسه و آنچه مقتضى آنست بر سبيل حقيقة است و به اين قوه حيوان را حيوان ميگويند و مجاز است در قوة ناميه زيرا كه از طلايع و مقدمات حياة است و موت بازاى آنست و مقابل هر يك از مرتبه حياة قال اللَّه تعالى قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ و قال اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها و قال أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ و هر گاه حقتعالى بحياة موصوف شود مراد به آن صحة اتصاف او است بعلم و قدرت كه لازم قوه حساسه است كه در ماست يا معنى است قائم بذات او كه مقتضى اتصاف او است بعلم و قدرت و اين بر سبيل استعاره است و بايد دانست كه احيا در قبر براى سؤال منكر و نكير مجمع عليه است و هيچكس از اهل ملت اسلام در آن نزاع ندارند و سؤال ايشان در وقتى است كه ميت را در قبر نهند و قبر را بپوشانند و در خبر آمده كه ميت آواز نعلين مردمان كه از سر قبر او مى گذرند ميشنود و بصحت پيوسته كه چون فاطمه بنت اسد رض فوت شد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله بنفس نفيس خود بتجهيز او قيام نمود و رداى مبارك خود را كفن او كرد و پيش از آنكه او را در قبر نهند در قبر او بخفت و چون تسويه قبر او كردند بر سر قبر او بنشست و زمانى گوش بر قبر داشت و بعد از آن گفت ابنك ابنك ابنك و چون مراجعه فرمود صحابه گفتند با هيچكس اين مقدار ترحم و تلطف نفرمودى كه با اين زن كردى فرمود او را بر من حق تربيت مادرانه بود رداى خود را كفن او كردم بجهة حرمت و كرامت او در قبر او خسبيدم تا از هوام باو مضرتى نرسد گفتند يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اين لفظ را كه سه بار تكرار فرمودى چه معنى داشت فرمود چون قبر را بر او مسدود ساختند منكر و نكير آمدند و او را گفتند
(من ربك)
گفت
(اللَّه ربى)
گفتند
(من نبيك)
جواب داد كه
(محمد نبيى)
گفتند
(من امامك)
فرو ماند من تلقين او كردم كه پسر تست پسر تست پسر تست بعد از استماع اين قول او را بحال خود گذاشتند و برفتند و از اينجاست كه سنتست در تلقين كه سه بار بگويند (على امامى) و در آثار آمده كه چون بنده را در قبر نهند حق تعالى اعاده حياة باو كند تا بسينه و همه حواس را به او دهد و بعد از آن منكر و نكير او را از خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و ائمه عليه السّلام سؤال كنند اگر از عهده اين سؤال بيرون آيد او را گويند
(نم نومة العروس)
بخواب هم چه خوابيدن عروسان در خوابگاه ناز آن گاه فرشته پر بزند تا گور بر او فراخ شود و درى از بهشت در گشايند تا نسيم بهشت بر او آيد و اگر از جواب ايشان عاجز شود مقمعه از آتش بر او زنند و همه گور او پر از آتش شود و درى از دوزخ بر قبر او بگشايند و مصداق اينست كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه
(القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران)
و بدانكه آيه مذكوره دلالتى تمام دارد بر