تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٩ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
بشنيد ملزم شد و بآن اعتراف نمود انس ابن مالك نيز روايت كرده كه آن جويها بر روى زمين گذرند نه در حفيره و از يك جانب آن مرواريد باشد و جانب ديگر ياقوت و گل آن مشك اذفر باشد و مجاهد روايت كرده كه زمين بهشت از سيم باشد و خاكش مشك بود و اصل درختانش از زر و شاخهاى آن از لؤلؤ و زبرجد و ياقوت و اهل بهشت اگر ايستاده باشند دست ايشان بميوه رسد و اگر نشسته باشند شاخ درخت سر فرود آرد تا ميوه بچينند كقوله تعالى وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا و ايشان بر غرفها بر آمده و نظاره اشجار و انهار كنند و از ميوه بهشت تناول نمايند كُلَّما رُزِقُوا هر گاه روزى داده شوند مِنْها از آن بوستانها مِنْ ثَمَرَةٍ بعضى از ميوه درختان آن رِزْقاً روزى ساخته و آماده را قالُوا گويند با يكديگر هذَا اين نوع ميوه الَّذِي رُزِقْنا آن نوع ميوههائيست كه روزى داده شده بوديم مِنْ قَبْلُ پيش از اين زمان يعنى در دنيا مراد آنست كه همين در صورت مثل ثمره دنيا باشد چه در طعم و لذت بمراتب از آن در پيش خواهد بود بدانكه كُلَّما رُزِقُوا صفت ثانيه جناتست يا خبر مبتداى محذوف اى (هم كلما رزقوا) يا جمله مستانفه گوئيا كه چون گفته شد كه مر اهل ايمان را است بهشتهاى پر از اشجار و انهار در قلب سامع خلجان كرده كه آيا ميوههاى آن مثل ميوههاى دنيا باشد يا از جنس ديگر پس بجهت ازاحه اين خلجان فرموده كه كُلَّما رُزِقُوا الخ و نصب كلما بر ظرفية است و رزقا مفعول به است و من اولى و ثانيه از براى ابتداست و هر دو در موقع حالند و اصل كلام اينست كه (كل حين رزقوا مرزوق مبتدء من الجنات مبتدء من ثمرة) يعنى رزق مقيد است بآنكه ابتداء شده است از جنات و ابتدا از جنات بابتداى آنست از ثمره پس صاحب حال اولى رزقا است و صاحب حال ثانيه ضمير آن كه مستكن است در حالى اولى و احتمال دارد كه من ثانيه از براى بيان باشد كه مقدم باشد بر مبين كما فى قولك (رايت منك اسد) پس تقدير اين باشد كه (كلما رزقوا من الجنات رزقا هو من ثمرة) و هذا اشاره است بنوع آنچه مرزوق ميشود كقولك (مشير الى نهر جار هذا الماء لا ينقطع فانك لا تعنى به العين المشاهد) منه (بل النوع المعلوم المستمر بتعاقب جريانه و إن كانت الاشارة الى عينه) پس معنى آنست كه (هذا مثل الذى رزقنا) لكن چون شباهت ميان ثمره دنيا و ثمره آخرت استحكام يافته ثمره آخر ترا ذات ثمره دنيا گردانيد بحمل هو هو و تصوير ثمر جنة بصورت ثمر دنيا بجهت آنست كه تا نفس در اول امر ميل بآن كند چه طباع مايلند بمالوف و متنفر از غير آن پس هر گاه در بهشت مثل آن بينند مايل آن شوند و آن را برغبت تمام اخذ كنند و تناول نمايند و ديگر آنكه تا مبين شود او را مزيت آن و كنه نعمتى كه در او است بر او ظاهر شود زيرا كه اگر از جنس غير معهود باشد بآن التفات نخواهد كرد بجهت مظنه اينكه از آن