تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٣ - سوره البقرة(٢) آيات ١٩٠ تا ١٩٩
مرويست كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ديد كه كعب سر او جراحت دارد فرمود
كفى به اذى
(مبحث چهارم) اينست كه فَإِذا أَمِنْتُمْ پس چون ايمن شويد از خوف عدو يا از مرض يا چون باشيد در حالت امن و سعة فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ فا در جواب اذا است يعنى پس هر كه برخوردار شود و منتفع شود بعمره إِلَى الْحَجِ در حالتى كه قصد كننده باشد بحج يعنى هر كه منتفع گردد بتقرب بخدا بوسيله عمره قبل از انتفاع بتقرب بخدا بوسيله حج در اشهر آن يا هر كه استمتاع نمايد بعد از تحلل از عمره خود باستباحه محظورات احرام تا آنكه احرام گيرد بحج فَمَا اسْتَيْسَرَ پس بر او است آنچه ميسر شود مِنَ الْهَدْيِ از قربانى يعنى از بدنه يا بقره يا شاة شكرانه او را كه توفيق يافته در جمع ميان دو عبادت فَمَنْ لَمْ يَجِدْ پس هر كه نيابد قربانى يعنى آن قادر نباشد فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ پس بر اوست روزه داشتن سه روز فِي الْحَجِ در ايام حج وَ سَبْعَةٍ و روزه هفت روز ديگر إِذا رَجَعْتُمْ چون باز گرديد بوطن خود تِلْكَ اين ايام يعنى سه و هفت عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ده عدد تمام است اين قيد براى تأكيد است و زيادتى اهتمام باتمام آن و وصف حج تمتع در ما تقدم معلوم شد و فرق ميان حج قران و افراد نيز مبين گشت پس بدانكه حج تمتع گاه هست كه ابتداء است هم چنان كه كسى كه اولا احرام گيرد بعمره و بعد از قضاى مناسك آن احرام گيرد بحج و در مشروعيت آن اصلا نزاعى نيست و گاه هست كه بعدول است از حج افراد پس هر كه داخل مكه شود در حينى كه احرام گرفته باشد بحج افراد افضل آنست كه عدول كند باين احرام بسوى عمره تمتع و حج تمتع تمام كند و جميع فقهاى عامه منع اين كردهاند و جماعتى از اصحاب ما تجويز اين عدول كردهاند حتى در فرض عين و بعضى ديگر منع آن كردهاند در فرض عين و تجويز آن نمودهاند در مندوب و فرض غير متعين و حمل كردهاند نصفى را كه وارد شده بر اين بجهت جمع بين الدليلين و اين اولى است و اين عدوليست كه عمر بن الخطاب منع آن كرده و گفته (متعتان كانتا على عهد رسول اللَّه ص انا احرمهما و اعاقب عليهما) و اما اگر قارن در مكه داخل شود جايز نيست او را عدول و معوية بن عمار از صادق عليه السّلام روايت كرده كه چون پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در مروه بايستاد بعد از فراغ از سعى متوجه مردمان شد و حمد و ثناى حقتعالى بزبان راند و اشاره به پس پشت خود كرد و فرمود اى مردمان
هذا جبرئيل يأمرنى ان امر من لم يسق الهدى ان يحل
اينك جبرئيل آمده و مرا ميفرمايد كه امر كنم كسانى را كه سوق هدى نكردهاند محل شوند
و لو استقبلت من امرى ما استدبرت
اگر استقبال ميكردم از امر خود بآنچه استدبار نمودم يعنى اگر سوق هدى نكرده بودم
لصنعت مثل ما امرتكم
هر آينه ميكردم آنچه بشما