تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٣ - سوره البقرة(٢) آيات ١١٠ تا ١١٩
عذابى كه لايق آن باشد مقرر فرمايد و يا تكذيب هر دو نمايد و همه را در آتش دوزخ در آرد و يا انتصاف نمايد از ظالم مكذب كه بغير حجت و برهان است از براى مظلوم مكذب و يا بمعاينه بنمايد بيهود و نصارى آن كسى را كه ببهشت رود و آن كسى را كه بدوزخ رود آوردهاند كه چون (بخت نصر) استيلا و تسلط تمام يافت بر بنى اسرائيل نصارى را جمع كرده بر ايشان تاخت و رجال ايشان را بكشت و نساء و صبيان ايشان را سبى كرد و بيت المقدس را خراب كرد حق تعالى از اين اخبار فرمود كه وَ مَنْ أَظْلَمُ و كيست ستمكارتر مِمَّنْ مَنَعَ از آن كس كه بازداشت مَساجِدَ اللَّهِ مسجدهاى خدا را أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ از آنكه ياد كرده شود در آنجا نام خدا يعنى مانع شد از آنكه در آنجا ياد خدا كنند و پرستش او نمايند وَ سَعى فِي خَرابِها و سعى كرد در خرابى و ويرانى مساجد بيت المقدس با آنكه يك مسجد است بعنوان جمع ادا كرد بجهت تعظيم و يا باعتبار آنكه هر موضعى از آن مسجدى است يعنى محل (سجده) و گويند مراد ططسوس بن اوشنانوس روميست كه بيت المقدس را خراب كرد و احبار بنى اسرائيل را بقتل آورد از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايتست كه مراد مشركان قريش بودند كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله را منع كردند در عام حديبيه از دخول (مكه) و (مسجد الحرام) و نگذاشتند كه طواف و سعى كند در آنجا و نماز گذارد كما قال هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ و چون بمشركان قريش در تخريب مسجد الحرام سعى نميكردند پس مراد بخرابى آن تعطيل آنست از عبادت چه عمارت مسجد بنماز گذاردن است و ايقاع ساير عبادات در آن و خرابى آن بر ترك عبادت در آن و اخراج مؤمنان از آن و نزد بعضى مراد بمساجد جميع مساجد است و به من هر كه مردمان را منع كرده باشد از عبادت در آن و در خرابى آن كوشيده و در تعطيل آن سعى كرده و بر هر تقدير حق تعالى ميفرمايد كه أُولئِكَ آن گروه كه در منع ذكر و خرابى مسجد كوشيدهاند ما كانَ لَهُمْ نيست مر ايشان را يعنى سزاوار نيست ايشان را أَنْ يَدْخُلُوها آنكه در آيند در آن مساجد إِلَّا خائِفِينَ مگر در حالتى كه ترس كاران باشند چه جاى آنكه جرات نمايند بر تخريب آن و يا آنكه غير حق است اينكه ايشان در مساجد در آيند مگر كه خايف باشند از آنكه مؤمنان (بطش) ايشان كنند چه جاى آنكه منع اهل ايمان كنند از مساجد و يا در علم خدا و قضاى او نبود كه ايشان در مساجد درآيند مگر كه خايف باشند پس اين آيه وعدهايست مر مؤمنانرا بنصرت او سبحانه و استخلاص مساجد از كفره و حق سبحانه انجاز اين وعده فرمود در زمان دولت اسلام چه ترسايان و ساير كفار را قوت رفتن در مسجد اقصى و يهودان و ساير كفره