تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٢ - سوره البقرة(٢) آيات ١١٠ تا ١١٩
حرمله كه اعلم احبار يهود بود ايشان را گفت (ما انتم من شيء) شما بر هيچ چيزى نيستيد و انكار عيسى كرد و قدح نبوت او نمود يكى از ترسايان گفت بلكه شما بر هيچ امرى نيكو اقدام نمينمائيد و انكار نبوت موسى و كتاب او كرد حقتعالى آيه فرستاد كه وَ قالَتِ الْيَهُودُ و گفتند يهودان لَيْسَتِ النَّصارى نيستند گروه ترسايان عَلى شَيْءٍ بر چيزى معتد به از دين حق وَ قالَتِ النَّصارى و گفتند ترسايان لَيْسَتِ الْيَهُودُ نيستند يهودان عَلى شَيْءٍ بر چيزى كه تعبد بآن جايز باشد وَ هُمْ و حال آنكه ايشان يَتْلُونَ الْكِتابَ ميخوانند كتاب را يعنى يهود از تورية ميدانند كه نصارى بجهت اثبات زن و فرزند مر خداى را بر امرى باطلند و ترسايان در انجيل ميخوانند كه يهود بجهت انكار عيسى و انجيل كافر و بىحاصلند و يا آنكه يهود در تورية حديث عيسى و نبوت او و بشارت بآمدن او ميخوانند و ترسايان در انجيل حديث موسى و صحت نبوت او را تلاوت ميكنند و ميدانند كه هر دو حق است و با وجود اين انكار ميكنند كَذلِكَ هم چنان كه اينها مىگويند قالَ الَّذِينَ گفتند آنان كه لا يَعْلَمُونَ هيچ نميدانند يعنى آنان كه اهل كتاب نيستند چون مجوس و مشركان عرب و معطله مِثْلَ قَوْلِهِمْ مانند گفتار يهود و نصارى يعنى همه اصناف كفار كه صاحب كتاب نيستند و هيچ نميدانند درباره يكديگر همين گفتند اين توبيخ عظيم است مر ايشان را چه تشبيه ايشان بجهال كرده و آنها را مساوى ايشان گردانيده اگر گويند چرا حقتعالى توبيخ ايشان كرده و حال آنكه ايشان در قول خود صادقند زيرا كه دين يهود و نصارى بعد از نسخ بر حق نيست گوئيم ايشان در اين قول قصد اينمعنى نكردهاند بلكه هر فريقى از ايشان قصد كرده بودند بآن ابطال دين ديگر را در اصل و عدم حقيت نبى و كتاب آن و مع ذلك آن چيزى را كه از كتابين منسوخ نشده حق است و واجب القول و لازم العمل و گويند معنى آيه آنست كه عبده اصنام و معطله نيز ميگفتند كه دين ما بر حق است و محمد (ص) بر باطل هم چنان كه يهود و نصارى در حق يكديگر ميگفتند و يا آنكه آبا و اجداد مشركان عرب در حق جميع پيغمبران و امم ايشان ميگفتند كه بر حق نيستند و يا آنكه مشركان درباره يهود و نصارى همين گفتند كه ايشان بر خلاف حقاند فَاللَّهُ يَحْكُمُ پس خدا حكم كند و داورى نمايد بَيْنَهُمْ ميان اين دو فريق يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز فِيما كانُوا در آن چيزى كه هستند ايشان فِيهِ يَخْتَلِفُونَ كه در آن اختلاف ميكنند از حق و باطل و حكم حقتعالى درباره ايشان در آن روز باين وجه باشد كه از براى هر فريقى از ايشان