تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٢ - سوره البقرة(٢) آيات ١ تا ٩
اين آيه در شأن قوميست از احبار يهود كه از روى عناد به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نگرويدند با آنكه رسالة او را بيقين ميدانستند و بجهة حسد كتمان آن نمودند يا از براى جنس است و شامل هر كه مصمم باشد بر كفر و غير آن از كفارى كه متشكك و متردد باشند و بعد از آن غير مصر را جدا ساخته از اهل اصرار بمسند به كه ان سواء عليهم است و كفر در لغة بمعنى ستر نعمة است و اصل آن كفر است بفتح كه بمعنى ستر است و منه قيل (للزارع و الليل كافر و لكمام الثمرة كافور) و در شرع انكار آن چيزيست كه معلوم الضروره باشد كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آن را از نزد حق تعالى آورده و اينكه لبس غيار كه علامة اهل ذمه است و شد زنار و مانند آن آن را از علامات كفر ميگويند بجهة آنست كه آنها دلالت بر تكذيب ميكنند چه هر كه مصدق پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله است جرأت بر آن نميكند ظاهرانه بجهة آنكه آنها كفرند فى نفسه و سواء اسمى است بمعنى استوا كه منعوت به است كه واقع ميشوند مانند مصادر منعوت بها كما قال اللَّه تعالى تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ اى كلمة مستوية و مرفوعست بآنكه خبر آن است و ما بعد آن مرتفع به بر فاعليه كانه قيل (ان الذين كفروا مستو عليهم انذارك و عدمه) و يا بآنكه خبر ما بعد خود باشد و معنى اين كه (انذارك و عدمه متساويان عليهم) و فعل گاهى ممتنع است كه مخبر عنه واقع شود كه مراد بآن تمام معنى موضوع له ان باشد اما اگر مراد لفظ آن باشد و يا مطلق حدث مدلول عليه ضمنا بر سبيل اتساع مانند اسم خواهد بود در اضافه و اسناد اليه كقوله تعالى وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا اى هذا القول و قوله يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ اى نفع الصادقين و قولهم (تسمع بالمعتدى خير من ان تراه) اى سماعك پس اينجا نيز جمله استفهاميه در تاويل هذا اللفظ است و يا بمعنى انذار و عدول از مصدر بفعل در اينمقام بجهة آنست كه فعل متضمن ايهام تجدد است و بجهة حسن دخول همزه وام بر آن از براى تقرير معنى استوا و تاكيد آن چرا كه همزه و ام را مجرد ساختهاند از معنى استفهام براى افاده مجرد استوا هم چنان كه مجرد گردانيدهاند حرف ندارند از طلب از براى افاده مجرد تخصيص در اينقول كه (اللهم اغفر لنا ايتها العصابة اى اخص بهذا النداء الجماعة) چه حرف ندا مستعمل است از براى ندا و اختصاص و معنى ندا از آن مسلوب شده و بر معنى اختصاص باقى مانده و (ايتها العصابة) تفسير نون لنا است كانه قال (اللهم اغفر لعصابة) واى منادى است و عصابه تفسير آن پس در اين مقام نيز همزه وام كه بمعنى استفهامند و سويه را از معنى استفهام مجرد ساختهاند و آن را بر معنى سوية باقى گذاشتهاند براى تقرير و تاكيد استوا و معنى استواء انذار و عدم آن در علم مستفهم است چه او عالم است بثبوت احد امرين كه آن يا انذار است و يا عدم آن و لكن لا بعينه و اين هر دو معلوم اويند بعلم غير معين و انذار بمعنى مطلق تخويف است و مراد بآن اينجا تخويفست از عقاب حقتعالى و اقتصار بر ذكر انذار و عدم ذكر (ابشرتهم ام لم تبشرهم