تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧١ - سوره البقرة(٢) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
ان يؤتيه و انت صحيح شحيح تأمل العيش و تحشى الفقر و لم تحمل حتى اذا بلغت الحلقوم
يعنى افضل صدقه آنست كه بدهى آن را بمستحق در حال تن درستى كه بخيل باشى يعنى محب مال و اميد وار باشى بزندگانى خود و از درويشى ترسى و نگذارى آن را تا بوقت رسيدن (روح بحنجره) ابو دردا از رسول ص روايت كرده كه آن كس كه در حين موت صدقه دهد مثل كسيست كه چيزى بكسى دهد كه از آن سير شده باشد و گويند ضمير حبه يا راجع باتيان است كه مصدر آتَى است يعنى دوست داشته باشد دادن آن را بمستحقان و يا راجع بحق تعالى است يعنى دوست خدا و محض اخلاص از براى آن و اين اوجه است بجهت آنكه متضمن اخلاص است و بر هر تقدير جار و مجرور در موضع حال است يعنى بدهد مال را در حالتى كه بر دوستى آن ثابت باشد ذَوِي الْقُرْبى خويشان خود را مراد اهل محاويجند از اقرباى معطى و عدم تقييد بآن به جهت عدم التباس است و تقديم ذَوِي الْقُرْبى به جهت آنست كه اعطا بايشان متضمن دو چيز است كه آن صدقه و صلة است بخلاف ديگران چنان كه در حديث نبوى ص واقع شده كه
الصدقة على القرابة صدقه و صله
مرويست كه عبد اللَّه مسعود مالى داشت بر خويشان خود صرف كرد رسول ص گفت
لك اجران اجر القرابة و اجر الصدقة
و نفقه واجبه و مندوبه در اين حكم داخل است و نزد بعضى مراد قرابة حضرت رسالت است ص لقوله قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى و اين قول مرويست از صادقين ع وَ الْيَتامى و بىپدرانرا كه بحد بلوغ نرسيده باشند ابراز اين بذكر با آنكه در تحت قربى و مساكين داخلند بجهت شدت اعتنا است بحال ايشان وَ الْمَساكِينَ و محتاجان را كه سؤال نكند و از قوت ساليانه عاجز باشند و آن جمع مسكين است و مسكين كسى است كه فقر اسكان او كرده باشد و اصل آن دايم السكون است مانند مسكير كه بمعنى دايم السكر است وَ ابْنَ السَّبِيلِ و راه گذريان را يعنى مسافران را كه هيچ در دست نداشته باشند تا بوطن خود باز گردند و تسميه مسافر بابن سبيل جهة آنست كه ملازم سبيل است مانند تسميه قاطع به اين طريق و گويند مراد مهمانانند گاهى كه منقطع انداز وطن خود وَ السَّائِلِينَ و درويشان خواهنده را كه فقر ايشان را ملجا ساخته باشد بخواستن و در حديث آمده كه
للسائل حق و ان جاء على فرسه
وَ فِي الرِّقابِ و در تخليص كردنهاى بندگان از بندگى يعنى معاونت مكاتبان كه از مال كتابه عاجز باشند يا فك اسارى يا ابتياع رقاب به جهت عتق آن يعنى بندگان را بخرند و آزاد كنند وَ أَقامَ الصَّلاةَ عطفست بر امن يعنى خداوند نيكويى كسى است كه بپا دارد نماز فريضه را وَ آتَى الزَّكاةَ و بدهد زكاة مقرره را احتمال دارد كه مقصود از (اتى الزكاة و اتى المال) زكاة مفروضه باشد و لكن غرض از اول بيان مصارف زكاة باشد و ثانى اداى آن و حث مكلفان بر آن و محتملست