تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠ - سوره الفاتحة(١) آيات ١ تا ٧
واسطه است در ايصال نعم زيرا كه ذات نعم و وجود آن و قدرت بر ايصال آن وعله داعيه باعثه بر آن و تمكن از انتفاع بآن و قوايى كه بآن انتفاع حاصل ميشود و غير آن همه از مقدورات الهىاند و كسى ديگر بر آن قدرت ندارد و ديگر آنكه چون رحمن دلالت بر جلايل نعم و اصول آن ميكند پس ذكر رحيم در عقب واقع شده تا متناول هر چيزى باشد كه از آن خارج ميشود از دقايق و لطايف آن كه متفرعست بر آن تا تتمه و رديف آن باشد يا بجهت محافظت برءوس آيات و اظهر آنست كه رحمن غير منصرف است و اگر چه اختصاص آن باو سبحانه مانع آن است كه او را مؤنثى باشد بر وزن فعلا يا فعلانه بجهت الحاق آن بفعلان غير منصرف چه اغلب اوزان فعلان غير منصرف است و تخصيص بسمله باين اسماء بجهة آنست كه تا بنده عارف شود بآنكه كسى كه مستحق آنست كه مستعان به باشد در مجامع امور معبود حقيقى است كه معطى جميع نعم عاجل و اجل و جليل و حقير است تا من جميع الوجوه متوجه جنات قدس شود و متمسك بحبل توفيق او شده سر او علانية مشغول شود بذكر او و استمداد نمايد باو از غير او در جميع مقاصد و در مجمع البيان آورده كه رحمن و رحيم موضوعند از براى مبالغه مشتق از رحمة بمعنى نعمة الا آنست كه مبالغه در فعلان بيشتر است از فعيل و از ابى عبيده حكايت كردهاند كه رحمن بمعنى ذو الرحمة است و رحيم بمعنى راحم و تكرار آن بجهت ضربى از تاكيد است و آنچه مرويست از ابن عباس كه انهما اسمان رفيقان احدهما ارق من الآخر فالرحمن الرقيق و الرحيم العطاف على عباده بالرزق و النعم محمول است بآنكه حقتعالى رجاعست بر بندگان بفضلى بعد از فضلى و نعمتى بعد از نعمتى و تعبير آن به اين معنى بجهة آنست كه حقتعالى موصوف برقة نميشود چنان كه گذشت و آنچه از تغلب روايت كردهاند كه لفظ رحمن عربى نيست بدليل قوله تعالى قالوا و ما الرحمن چه كفار انكار آن نمودهاند و اگر لفظ عربى ميبود معروف ايشان ميبود غير صحيح است بجهة آنكه اين لفظ مشهور است نزد عرب و در اشعار ايشان بسيار واقع شده انتهى كلامه و نزد بعضى مبالغه رحيم از رحمن بيشتر است و دليل ايشان آنست كه از عكرمه نقلست كه رحمن يك جزو رحمتست و رحيم صد جزء و اين معنى مأخوذ است از قول حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله كه خداى را صد جزء رحمتست و از جمله آن يك جزء را بزمين نازل ساخته و در ميان خلايق قسمت نموده و هر شفقتى و مرحمتى كه بندگان در حق يكديگر ميكنند از آن يك جزء است و نود و نه جزء ديگر را در خزينه احسان خود ذخيره نهاده تا در آخرت آن يك جزء پراكنده را اين نود و نه جزء ضم كند و آن را صد جزء كامل ساخته بر بندگان نثار كند و از امام جعفر صادق (ع) مرويست كه رحمن اسمش خاص است باين معنى كه لفظ آن را بر غير خدا اطلاق نميكنند و لهذا در يلى لفظ اللَّه كه از اسماى مختصه او سبحانه است واقع شده و صفتش عام كه آن مطلق بخشش است در دنيا و رحيم اسمش عام است به اين طريق كه بر غير خدا نيز اطلاق ميكنند و صفتش خاص كه آن بخشش است در آخرت و ابو سعيد خدرى