تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥ - سوره الفاتحة(١) آيات ١ تا ٧
بآن اين خواهد بود كه (ارشدنا طريق السير فيك لتمحو عنا ظلمات احوالنا و تميط غواشى ابدالنا لنستضيء بنور قدسك فنراك بنورك) و از أمير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه معنى آيه آنست كه ما را براه راستى كه نموده ثابت قدم دار تا دايم مطيع امر و نهى تو باشيم و يك لحظه بپرستش غير تو نپردازيم و بعضى از اهل تحقيق گفتهاند كه بنما ما را راه راست به اين وجه كه ما را بمحبت ذاتى خود مشرف دار تا از التفات بخود و بغير تو آزاد گشته بتمامى گرفتار تو گرديم جز تو ندانيم و جز تو نبينيم و جز تو نيانديشيم يا بنما بما راهى كه حضرت تراست نسبت بهر موجودى كه آن موجود بىآن پيدايى ندارد و بغايت كمال خود بآن نميرسد تا در همه جز تو نبينيم و از توجه بغير تو آزاد گرديم و بدانكه امر و دعا متشاركند لفظا و معنى و متفاوت باستعلا و تسفل و يا بر تبهكاران و صراط در اصل سراط است بسين ماخوذ از (سرط الطعام اذا تبلعه فكانه يسرط السابلة) و لهذا آن را (لقم) نيز ميگويند بجهة آنكه التقام سابله ميكند و قلب (سين بصاد) بجهت آنست كه تا مطابق طا شود در اطباق و (قنبل) كه از راويان ابن كثير است آن را بر اصل خود خوانده و بواقى به صاد محض مگر حمزه كه اشمام صاد بزا ميكند و مراد از آن طريق اسلام است چنان كه از ابن عباس و جابر نقل كردهاند كه راه راست دين اسلام است و از محمد بن حنفيه منقولست كه (انه دين اللَّه الذى لا يقبل عن العباده غيره) يعنى صراط مستقيم دين خدا است كه حقتعالى غير آن را قبول نميكند از بندگان و حارث اعور از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه آن كتاب خدا است و بنا بر حديث مشهور كه از آن حضرت منقولست كه
(انا كتاب اللَّه الناطق)
مراد طريق آن حضرت و اولاد اطهار او باشد و مؤيد اينست كه اعز محدث حنبلى روايت كرده از ابو بريده اسلمى كه از اصحاب حضرت نبويست كه
(الصراط المستقيم هو صراط محمد و آل محمد)
يعنى صراط مستقيم طريق محمد است و آل محمد كه مبتنى بر اصول دينست كه توحيد است و عدل و نبوة و امامت و معاد و شكى نيست كه طريق اهل البيت عليهم السلام صراط مستقيم و طريق قويمست كه سلوك نمودن در آن موجب نجات و رستگاريست و اختيار غير آن سبب خسران و زيانكارى هم چنان كه در اخبار صحيحه بطريق اهل البيت عليهم السلام از پيغمبر (ص) مرويست كه
(مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلف عنها غرق)
يعنى مثل و داستان اهل بيت من مثل و داستان كشتى نوح است هر كه در آن كشتى نشست از غرق و هلاكت نجات يافت و هر كه از آن تخلف كرد و ننشست غرق و هلاك شد و بعذاب آخرت گرفتار گشت و نيز حديث مشهور كه عامه و خاصه از پيغمبر (ص) نقل كردهاند كه
انى تارك فيكم الثقلين ان تمسكتم بها لن تضلوا كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى
نيز شاهد عدل است بر اين و ترجمه اينحديث در ما تقدم مذكور شد و اولى حمل آيتست بر عموم چه (صراط مستقيم) باتفاق دينى است كه حقتعالى بآن امر فرموده از توحيد و عدل