تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٤ - سوره البقرة(٢) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
مصيبت موجب ثواب عظيمست سعيد بن جبير گفته كه كلمه استرجاع را از جميع امت بدين امت مرحومه عطا فرمودهاند نه بغير ايشان و اگر نه بايستى كه يعقوب عليه السّلام نزد فقدان يوسف عليه السّلام بجاى (يا اسفا انا للَّه) گفتى أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه
ان قولنا انا للَّه اقرار على انفسنا بالملك و انا اليه راجعون اقرار على انفسنا بالهلك
و ذكر اين كلمه نزد مصيبت مؤذّن است بر آنكه حق تعالى جبران كند اگر عدل باشد و مشعر بر نصفت و عدالت و انتقام از فاعل آن اگر ظلم باشد و تقدير اينست كه (انا للَّه تسليما لامره و رضا بتدبيره و انا اليه راجعون ثقة بانا نصير على عدله و انفراده بالحكم فى اموره) و در حديث آمده كه هر كه استرجاع كند نزد مصيبت حقتعالى جبر مصيبت او كند و عاقبت او را نيكو گرداند و او را خلفى صالح بدهد كه راضى باشد از او و نيز فرموده هر كه را مصيبتى برسد و او استرجاع نمايد و اگر چه بعد از تقادم عهد باشد از آن حق تعالى اجر آن را براى او بنويسد كه مثل اجر او باشد در روز مصيبت و صادق عليه السّلام از آباى گرام خود نقلكرده كه حضرت رسول فرموده كه چهار چيزند كه هر كه آن را منظور خود دارد و بآن عمل كند از اهل بهشت باشد يكى آنكه عصمت او شهادت (ان لا اله الا اللَّه) باشد دوم چون نعمة حقتعالى باو رسد گويد الحمد للَّه سيم چون خطيئه كند بگويد اسْتَغْفِرِ اللَّهَ چهارم چون مصيبتى باو برسد بگويد إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و حضرت رسالت ص در بعضى ادعيه فرمودهاند كه
اعددت لكل هول لا اله الا اللَّه و لكل هم و غم ما شاء اللَّه و لكل ذنب استغفر اللَّه و لكل مصيبة انا للَّه
ام سلمه روايت كند كه از رسول ص شنيدم كه گفت هر كه وى را مصيبتى پيش آيد و بگويد إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و بعد از آن بگويد
اللهم اجبرنى فى مصيبتى و اخلفنى خيرا منها
حق تعالى عوض آن را بهتر از آن بوى دهد و چون ابو سلمه را وفات رسيد من اين كلمات را گفتم و با خود انديشه كردم كه در ميان مردمان بهتر از او كه تواند بود بعد از مدتى رسول صلّى اللَّه عليه و آله خاطب ابى بلتعه را بخطبه من فرستاد گفتم من زنى غيورم و دخترى دارم وض؟؟؟ ه خود را نميتوانم ديد پس چگونه لياقت صحبت آن حضرت داشته باشم حضرت فرمود دخترش را حقتعالى كفايت كند و غيرتش را من دعا كنم تا زايل گردد پس مرا بنكاح درآورد و چنان شد كه بر زبان مبارك آن حضرت گذشت انس بن مالك روايت كند كه روزى رسول صلّى اللَّه عليه و آله زنى را ديد كه بر كودك خود ميگريست فرمود اى زن
اتقى اللَّه و اصبرى
از خدا بترس و صبر كن بر اين مصيبت گفت از مصيبت خبر ندارى كه چنين مىگويى اگر شمه از آن ميديدى مرا منع نميكردى و چون آن حضرت از او بگذشت او را گفتند اينمرد را نشناختى كه چنين گستاخى كردى اين رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است زن چون اين بشنيد برجست و بر اثر آن حضرت روان شد و تضرع و زارى كرده از آن تايب شد و گفت (يا رسول اللَّه) معذورم دار كه تو را نشناختم آنچه فرمودى انقياد