تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٩ - سوره البقرة(٢) آيات ٥٠ تا ٥٩
ما را شرفى و ذكرى باشد موسى عليه السّلام ايشان را گفت من بميقات مىروم كه مناجات كنم با قاضى الحاجات تا اگر مصلحت داند كتابى را بمن دهد كه جامع حلال و حرام باشد پس هارون را خليفه خود گردانيد و متوجه طور شد و قوم را چهل روز وعده داد و در مدت غيبت او مردى منافق بود كه او را سامرى گفتندى و زرگر بود و گويند نام او مسيح بود و بروايت ابن عباس او را موسى بن ظفر گفتندى و از قومى بود كه گوساله ميپرستيدند و بر هر تقدير بايشان گفت كه اين حليها را كه از قبطيان گرفتهايد بر شما حرام است زيرا كه از غنيمت است و غنيمت بر شما حلال نيست گفتند پس علاج اين چه باشد گفت كوى بكنيد و همه آن را آنجا جمع كنيد تا موسى بيايد و ببينيم كه چه صلاح ميبيند ايشان چنين كردند پس سامرى آتش در آن زد و بروايت جرير طبرى در وقتى كه كودكان را در غار مينهادند از ترس فرعون و سامرى را در غارى نهاده بودند و جبرئيل از پر خود او را شير ميداد و بجهت اين جبرئيل را ميشناخت و در روز غرق شدن فرعون او را ديد بر اسبى نشسته هر كجا كه آن اسب قدم مينهاد سبز ميشد با خود گفت چون از قدم او مرده زنده ميشود ممكن است كه از خاك سم اين اسب چون بر مرده زنند زنده شود پس پاره از آن خاك برداشت و در حينى كه آتش در آن زيورها زد آن خاك را بر آن پاشيد و گفت (كن عجلا جسدا له خوار) در حال گوساله شد از زر و آواز گوساله كرد بنى اسرائيل گفتند اين چيست گفت هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى فَنَسِيَ و بعضى ديگر گفتهاند كه از اثر سم اسب جبرئيل آن گوساله مجسم شد بگوشت و استخوان و خون و پوست چه عادة اللَّه جارى شده بود كه آن را بر هر صورتى كه طرح كنند زنده گردد و گويند سامرى آن را بصورت گوساله بساخت و بجهت خاك سم اسب جبرئيل آواز گوساله كرد بىآنكه گوشت و پوست پيدا كند و از ابى على مرويست كه او در زرگرى بغايت استاد بود همه زيور هاى بنى اسرائيل را جمع كرد و از آن گوساله زرين بساخت و آن را بر رهگذر باد نهاد بر وجهى كه باد بزير او در ميآمد و از دهن او بيرون ميآمد و آوازى كه از آن صادر ميشد مشابه آواز گوساله بود بجهت آنكه سامرى از كمال حذاقتى كه داشت مخارق آن را بر نحوى ساخته بود كه اين نوع آواز از او صادر ميشد و چون قوم از آن آواز گوساله شنيدند گفتند اين چيست آن مطرود گفت هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى فَنَسِيَ اين خداى شما است و خداى موسى و موسى خداى را اينجا فراموش كرده و بطور رفت تا او را پيدا كند و از جمله حيوانات گوساله را اختيار كرد جهت آنكه گوساله پرست بود القصه ششصد هزار كس از بنى اسرائيل الا دوازده هزار گوساله پرست شدند و چنان كه هارون نصيحت ايشان كرد نشنيدند و گفتند ما از اين باز نگرديم تا موسى بنزد ما باز گردد كما قال اللَّه تعالى حكاية عنهم لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ پس عفو كرديم و در گذرانيديم از شما بعد از