تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩ - مقدمه
عبارتست از لفظى كه غير راجح الافاده و مرجوح الافاده باشد چون ثَلاثَةَ قُرُوءٍ كه دلالت قروء بر حيض و طهر بحسب اصل وضع على السويه است چه آن از لغات الاضدادست و شامل مؤل كه آن مرجوح الافاده است و غير راجح الافاده چون يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ و يَداهُ مَبْسُوطَتانِ كه مراد از يد در اين مقام غير يد ظاهره است و لفظ مأول را مبين نيز خوانند زيرا كه تبيين آن بلفظى ديگر است و متناول متشابه كه امريست مشترك ميان مجمل و مأول چهارم نسخ و آن رفع حكمى است كه بنص سابق شده باشد چون فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ كه ناسخ لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ است رافع را ناسخ خوانند و مرفوع را منسوخ پنجم خاص و عام خاص لفظى است كه بوضع واحد متناول جميع افراد نباشد چون إِلَّا إِبْلِيسَ و عام لفظى است كه بوضع واحد مستغرق جميع افرادى باشد كه صلاحيت آن داشته باشد چون فسجدوا الملائكة كلهم اجمعون و بدانكه فرق ميان عام و مطلق آنست كه مطلق دلالت ميكند بر ماهية من حيث هى بدون قيد وحدت و كثرة و عام دلالت ميكند بر ماهيت با قيد كثرة و نيز ببايد دانست كه اگر بعد از عام لفظى واقع شود كه مخرج بعضى از آن چيزى باشد كه عام شامل آن باشد آن لفظ را مخصص خوانند و عام را مخصوص و همچنين اگر لفظى باشد كه دلالت كند بر صفتى كه زايد باشد بر آن ماهيت آن را مقيد خوانند و بر همين قياس اگر بعد از مجمل لفظى وارد شود كه معين احد محتملات باشد آن را مبين گويند و تفصيل آن مبحث در علم اصول است، فصل پنجم در تفسير حديثى كه عامه از پيغمبر (ص) روايت كردهاند كه
(نزل القرآن على سبعة احرف كلها شاف كاف)
بدانكه علماى اماميه (رض) در تأويل حديث اختلاف كردهاند بعضى اجراى لفظ احرف را بر ظاهر خود كردهاند و آن را بر دو وجه حمل نمودهاند يكى آنكه مراد سبع لغاتست كه مغير حكمى نباشد در تحليل و تحريم مثل هلم و اقبال و تعالى و اصحاب در مبدء اسلام مخير بودند در آنكه قرآن را بيكى از اين كلمات مترادفه قراءة كنند و بعد از آن اجماع واقع شد بر يكى از آن و اجماع امة حجت است پس ما اجمعوا عليه مانع ما اعرضوا عنه باشد و وجه دوم آنست كه مراد سبعه اوجه است از قراءة و بعد از آن گفتهاند كه اختلاف قراءة بر هفت وجه است يكى اختلاف قراءة در اعراب كلمه بر وجهى كه مزيل آن نباشد از صورة كتابت و نه مغير معنى مانند قوله فيضاعفه فيضاعفه برفع و نصب دوم اختلاف در اعراب بر طريقى كه مغير معنى آن باشد و اما مزيل آن نباشد از صورت آن مانند اذ تلقونه و اذ تلقونه سيم اختلاف در حروف كلمه دون اعراب كه آن معنى مغير آن باشد و غير مزيل آن از صورت چون تتشزها و تتشزها چهارم اختلاف در كلمه كه مغير صورت آن باشد مانند (ان كانت الا صيحة و الا رقية) پنجم اختلاف در كلمه كه مزيل صورة و معنى