تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦ - سوره الفاتحة(١) آيات ١ تا ٧
و نبوة انبيا و امامت ائمه هدى عليه السّلام كه ايمان عبارت از اين مجموعست پس ملخص معنى كلام آنست كه ما را ثابت دار بر راه ايمان يعنى صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ راه كسانى كه بفضل شامل خود انعام كردى بر ايشان نعمة هدايت و طريق طاعت خود را مراد پيغمبران و صديقان و شهدا و صلحااند چنان كه فرموده كه وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ يعنى بنما بما راه آنها كه اهل قربند و بكمال نعمت ظاهره كه قبول شريعة است و بجمال نعمت باطنه كه اطلاع بر دقايق اسرار حقيقه است ايشان را معزز و مكرم ساخته بدانكه اين كلام بدل كل است از اول در حكم تكرير عامل و فايده آن توكيد است و تنصيص بر آنكه طريق اهل اسلام مشهود عليه است باستقامت بر اكد وجه و ابلغ آن كه اصلا مشوب بشايبه خفا نيست زيرا كه صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بمثابه تفسير و بيان صراط مستقيم است بجهة آنكه بدل مقصود بالنسبه و مبين مبدل منه پس گوئيا كه فرط ظهور اينكه طريق مستقيم طريق اهل ايمانست بحيثيتى است كه هيچ اثر خفايى در آن نيست و احتمال آن دارد كه صفت صراط مستقيم باشد يعنى راه راستى كه راه كسانيست كه بر ايشان انعام كرده و انعام عبارتست از ايصال نعمت و نعمت در اصل حالتى است كه انسان بآن مستلذ ميشود و بعد از آن اطلاق آن كردهاند بر هر چه بآن استلذاذ مينمايد و آن ماخوذ است از نعمت بفتح نون كه بمعنى لين است و انواع و افراد نعم الهى اگر چه غير محصور است كمال قال وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها اما منحصر است در دو جنس دنيوى و اخروى اول بر دو قسم است موهبى و كسبى و موهبى بر دو نوع است روحانى چون نفخ روح در انسان و اشراق آن بنور عقل و آنچه تابع آن است از قوى چون فهم و فكر و نطق و جسمانى چون تخليق بدن و قواى حاله در آن و هيأت عارضه آن از صحت و كمال اعضا و كسبى چون تزكيه نفس از رذايل و تخليه آن باخلاق و ملكات فاضله و تزيين بدن بهيئات مطبوعه و حلى مستحسنه و حصول جاه و مال و جنس ثانى عفو او است از فرطات انسان و رضاى او از ايشان و تمكين ايشان در اعلا عليين با ملائكه مقربين ابد الآبدين و مراد از نعمت مذكوره در آيه قسم اخير است و آنچه وسيله رسيدن است بسوى آن از آن قسم ديگر چه ما عداى اين مؤمن و كافر در آن مشتركند از عبد اللَّه عباس نقلكردهاند كه مراد از الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ جماعتىاند كه تابع موسى و عيسى بودند و مطيع امر و نهى ايشان يعنى بنما بما راه كسانى كه تبديل نعمت نكردند و از جاده شريعت پيغمبر خود منحرف نگشتند كه آن طريق اهل بيت پيغمبر است (ص) غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ نه طريق كسانى كه غضب و خشم واقع شده بر ايشان و اين جماعت نزد اكثر مفسران جهودانند كه بسبب عناد و طغيان و قتل پيغمبران و تحريف كتاب تورية و تبديل الفاظ آن او سبحانه بر ايشان خشم