تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦١ - سوره البقرة(٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
ببهشت نهد و هزاران عاصى از فرزندان همراه داشته باشد آن گاه بر ايشان رحمت كنم تا سعت رحمت من آشكارا گردد و صاحب بحر الحقايق آورده كه آدم بدانسبب مامور شد كه از بهشت بيرون رود كه با عشق الهى در آميخت و با شاخ شجره محبت او در آويخت و عشق و محبت را دار الملام بايد نه دار السلام چه عشق خواستگار ملامتست و عقل جوياى راحت و سلامت و لهذا يكى از اكابر شجره منهيه را بنهال محبت تاويل فرموده و در نفس الامر آن را براى آدم آفريده بودند و سبب نهى از آن غنج و دلال محبوبى بود كه حسن و جمال بدان آشكارا ميگردد تا تحريص و ترغيب طالب كند بدان كه
(الانسان حريص على ما منع)
يعنى طبيعت آدمى اقتضا ميكند كه از هر چه او را نهى كنند حرصش بر طلب آن بيفزايد و يمكن اگر نهى بدان متعلق نشدى آدم را بجهت استيفاى مرادات نفس و استكمال لذات آن پرواى ميوه محبت نبودى چه محبت غذاى روحانيست و كسى كه بتربيت جسم اشتغال نمايد فراغت پرورش روح ندارد پس بجهت اين حكم شد كه اى آدم اگر آسايش ميطلبى اينك بهشت بخور و بياشام و گرد شجره منهيه مگرد تا باستجلاب محنت محبت از جمله ستمكاران نباشى بر نفس خود زيرا كه نوش محبت بىنيش بليه محنت نيست محنت و محبت مجانس هم و توام و بلاء و و لا متلازمان يكديگرند كما قيل (بيت)
|
هر كه دعوى محبت ساز كرد |
صد در غم بر رخ خود باز كرد |
|