تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٣ - سوره البقرة(٢) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
روزگار مانند خسران تجارات و هلاكت مواشى و غير آن و گويند مراد اخراج زكاتست و صدقات وَ الْأَنْفُسِ و نقصان نفسها بقتل در غزوات يا به بيمارى و ضعف به پيرى وَ الثَّمَراتِ و نقصان ميوهها و تلف محصولات بآفات سماوى و ارضى يا بجهت مشغولى بغزا از تربيت آن غافل شوند يا مرگ فرزندان كه ميوه باغ دلند و از حضرت رسالت پناه نقل است كه چون فرزند بنده مؤمن بميرد حقتعالى با ملائكه گويد
قبضتم ولد عبدى
قبض كرديد روح فرزند بنده مرا گويند بلى باز ميفرمايد
أ قبضتم ثمرة قلبه
قبض ميوه دل او كرديد گويند نعم فرمايد
ما ذا قال عبدى
بنده من نزد آن حال چه گفت گويند
حمدك و استرجع
حمد تو كرد و بكلمه إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ تكلم نمود پس فرمايد كه
ابنوا لعبدى بيتا فى الجنة و سموه بيت الحمد
از براى بنده من خانه بنا كنيد در بهشت و آن را (بيت الحمد) نام كنيد وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ و بشارت ده اى محمد صبر كنندگان را در اين مشاق و مكاره بجزيل مثوبة و جميل عاقبة و گويند خطاب بهر كسى است كه از شان او بشارت باشد و اين صابرانى كه مستحق بشارتند الَّذِينَ آنانند كه إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ چون برسد ايشان را بليتى و مصيبتى و اذيتى و مكروهى توطين نفس خود بر آن نموده بجهت احتساب اجر قالُوا گويند بر وجه اعتراف بانقياد حكم قضا و اتصاف بتسليم و رضا إِنَّا لِلَّهِ بدرستى كه ما از آن خداونديم و مملوك اوئيم و بكمند بندگى او در بنديم پس در هر چه از مولى ببنده رسد جز رضا و تسليم چاره نباشد وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و بدرستى كه ما بسوى مجازاة و مكافاة او باز گردندگانيم و رجوع ما بحضرت او خواهد بود و جزا فراخور كردار ما بما خواهد رسانيد پس بحكم او خورسند باشيم تا موجب ثواب ابد گرديم و اگر از آنچه مراد او است سر به پيچيم مستحق عذاب او شويم:
|
سر قبول ببايد نهاد و گردن طوع |
كه هر چه حاكم عادل كند همه داد است |
|