تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٦ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
آيه مدنى است و نزول اين آيه بعد از آيه النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ است كه مكيست و قرع سمع مردمان شده پس صحيح باشد تعريف نار به الف و لام عهد و واقع شدن جمله صله آنچه واجبست كه صله قصه معلومه باشد و اعدت به اين معنى است كه (هيئت و جعلت عدة لعذابهم) و جمله أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ استينافست كه در جواب سؤال كسى واقع شده كه گفت (لمن اعدت هذه النار) و يا حال است از نار باضمار قد و نميتواند بود كه حال باشد از ضمير وقودها و اگر چه وقود بمعنى مصدر باشد بجهت فصل ميان وقودها و اعدت زيرا كه مصدر عمل نميكند وقتى كه اجنبى ميان او و معمول او واقع شود و بنا بر آنكه اعدت حال است از نار اگر چه فاصله بينهما واقع شده اما اجنبى نيست زيرا كه آن صفت نار است و اين هر دو آيه دلالت ميكند بر نبوة حضرت رسالت (ص) از چند وجه يكى آنكه متضمن تحدىاند و تحريص بر جد و جهد و بذل و سمع در معارضه با تقريع و تهديد و تعليق وعيد بر عدم اتيان معارضه با قصر سوره از سور قرآنى و ايشان با وجود كثرت و اشتهار بفصاحت و تهالك بر مضادة متصدى معارضه نشدند و ملتجى شدند بجلاى وطن و بذل مهج و اين وجه در خاتمه آيه اولى گذشت دويم تضمن آن به اخبار از غيب بقوله و لن تفعلوا چه ايشان اگر بشيء معارضه كردندى ممتنع ميبود خفاى آن عادت خصوصا كه در آن زمان طاعنان در قرآن اكثر از هر عصر بودند سيم عدم شك آن حضرت در عدم اتيان ايشان بمثل آنچه اگر متردد ميبود در اين امر ايشان را به اين مبالغه و الحاح بمعارضه نميخواند بجهت خوف آنكه مبادا مثل آن را بياورند با وجود علم آن حضرت بفصاحت و بلاغت و كمال جزالت و براعت ايشان انتهى كلامهما و بدانكه اين آيه دلالت ميكند بر بطلان مذهب جماعتى كه قائلند بعدم وجوب دليل عقلى و وجه استدلال آنست كه او سبحانه فرموده كه اگر اين قرآن كلام محمد (ص) باشد بايستى كه شما قادر ميبوديد بر آوردن سوره كه مثل اين باشد كه شما بجهة كمال فصاحت و بلاغت و حميت جاهلية قدرت داريد بر اتيان نمودن بكلام بشر و چون عاجزيد از آن پس رجوع بعقول خود كرده ميدانيد كه اين كلام خدايست و اين محض دليل عقلست و نيز دلالت كند بر آنكه مخلوق است نه كه در نشأة قيامة مخلوق خواهد شد چنان كه زعم جماعتى است زيرا كه معدوم مهيا بودن شيء فرع وجود آنست و بر همين قياس كريمه أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ دلالت ميكند بر مخلوقيت بهشت و بدانكه چون فائده بعثت ترهيب كافران است و عاصيان از عذاب اخروى تا از كفر و عصيان رجوع كنند و ترغيب مؤمنان و مطيعان بثواب ابدى تا در ايمان و طاعت ثابت قدم باشند از اين جهت او سبحانه وعد را مقارن وعيد و ترغيب را مقابل ترهيب آورده ميفرمايد كه اى محمد چون بحجج بينه حجت را بر كفار لازم ساختى و ترهيب ايشان كردى پس بترغيب ايشان ميل فرما وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا و بشارت ده آن كسانى را كه بتوفيق الهى ايمان آورده اند و تصديق كرده بتوحيد خدا و نبوت انبياء و بجميع ضروريات دينيه وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند از براى