تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٦ - سوره البقرة(٢) آيات ٨٠ تا ٨٩
خود دور گرداند من گفتم آمين و چون بر پايه دوم برآمدم گفت هر كه ماه رمضان را دريابد و وى را نيامرزند خداى او را هلاك كناد من گفتم آمين و در پايه سيم كه رسيدم گفت هر كه نام تو بشنود و بر تو صلوات نفرستد از رحمت خدا دور باد من گفتم آمين و در مجمع آورده كه علما را در قول حسن اختلافست ابن عباس ره فرموده كه آن خلق كريمست كه مرضى و محبوب حقتعالى است و سفيان ثورى گفته كه امر بمعروف و نهى از منكر است و ربيع بن انس نيز گفته كه قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً اى (معروفا) و جابر از ابو جعفر ع روايت كرده كه معنى قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً آنست كه بگوئيد مردمان را هر چيزى كه دوست داشته باشيد كه در حق شما گويند چه حقتعالى دشمن دارد هر كه را كه دشنام دهد و طعن زند بر مومنان و كسى را كه متفحش وسائل ملحف باشد و دوست دارد حليم عفيف متعفف را و در ناس نيز اختلافست از باقر ع مرويست كه آن شامل همه مؤمن و كافر است و نزد بعضى خاص است بمؤمنان و ابن عباس و قتاده بر قول اولند و مىگويند كه آن بآيه السيف منسوخ است و
بقوله ع (قاتلوهم حتى يقولوا لا اله الا اللَّه او يقروا بالجزية)
و اين از صادق ع نيز مرويست و اكثر برانند كه منسوخ نيست زيرا كه ممكن است قتال با حسن قول كه آن دعوت ايشانست بايمان كما قال تعالى ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ و در آيه ديگر فرموده كه وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ و ابن عباس در تفسير زكاة فرموده كه مراد بآن قربان است كه علامت قبول آن آتشى بود كه از آسمان نازل مىشد و آن را بر مىداشت و علامت رد آن عدم نزول آتش و نيز از او روايتست كه مراد بآن طاعت است بر وجه اخلاص و در قوله إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ و قوله فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا كه در قصه طالوتست و قوله وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ كه در قصه داود است وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ كه در قصه نوح است دلالت تمام است بر آنكه اهل حقاند كند كما قال الشاعر و قلت لها ان الكرام قليل و نيز در آيه دلالت است بر ترتيب حقوق چه حقتعالى ابتدا بحق خود كرده و آن را بر همه حقوق مقدم داشته بجهت آنكه خالق همه است و منعم اصول نعم و بعد از آن آن را مثنى گردانيد بحق والدين و بمزيت اختصاص آنها را نوازش فرموده زيرا كه سبب وجودند و حق نعمت تربيت دارند بر اولاد و بعد از آن ذكر ذَوِي الْقُرْبى فرموده زيرا كه آنها اقربند بمكلف از غير و بعد از آن بيان حق يتامى كرد بجهت ضعف ايشان و در عقب آن ذكر فقراء كرده بجهت فقر و مسكنت ايشان و بعد از ذكر نقض يهود مواثيق و عهود مذكوره را بايشان خطاب مىكند بر نحو ما سبق كه وَ إِذْ أَخَذْنا و آن را نيز ياد كنيد كه فرا گرفتيم مِيثاقَكُمْ پيمان را از اسلاف شما و بر ايشان اين عهد بستيم كه لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ نريزيد خونهاى خود را يعنى اقربا و همدينان خود را وَ لا تُخْرِجُونَ