تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٨ - سوره البقرة(٢) آيات ٨٠ تا ٨٩
اين است كه (انكم قوم آخرون غير اولئك المقربين) بجهت تنزيل تغيير صفت در منزلت تغيير ذات وعد ايشان بمنزله حضور باعتبار ما اسند اليهم است كه آن قتل و اخراج است و بمنزله غيبت باعتبار (ما سيحكى عنهم و هو قوله و ان يأتوكم اسارى تفادوهم) و قوله تعالى تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ تفسير جمله سابقه است يعنى شما آن گروهيد كه اسلاف شما بودند باين معنى كه ميكشيد اهل خود را هم چنان كه ايشان ميكشتند و ميتواند بود كه حال باشد و معنى اشاره عامل آن يعنى شما آن جماعت ناقضانيد در حالتى كه ميكشيد يكديگر را و يا (هؤلاء) تأكيد است و اين جمله فعليه خبر يعنى شما ميكشيد اهل خود را و يا (هؤلاء) بمعنى الذين باشد و جمله صله آن و مجموع خبر انتم يعنى شما آن كسانيد كه ميكشيد اهل ملت خود را وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ و بيرون ميكنيد گروهى را از خود مِنْ دِيارِهِمْ از سراها و منزلهاى ايشان تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ حال است از فاعل تخرجون يا از مفعول يا از هر دو و تظاهر بمعنى تعاون است مأخوذ از ظهر يعنى اخراج ميكنيد جماعتى را از خود از ديار خودشان در حالتى كه هم پشت ميشويد بر آن قوم مغلوب شده و يارى يكديگر ميدهيد در اخراج ايشان بِالْإِثْمِ ببزه كارى وَ الْعُدْوانِ و افزون طلبى اثم گناهيست كه متعدى نشود بغير و عدوان گناهى كه تعدى كند بغير مرويست كه در مدينه دو قبيله بودند از يهود قريظه و نضير كه با يكديگر مقاتله كردندى و قبل از هجرت دو قبيله مشرك نيز بودند يكى اوس و ديگرى خزرج قريظه با اوس يكى شدند و بنى نضير با خزرج اتفاق كردند هر دو فرقه از يهود بمعاونت حليف خود با آن ديگرى قتال كردندى و بعد از غلبه در خرابى منازل ايشان كوشيدند تا مهم قوم مغلوب بجلاى وطن انجاميدى و چون كسى اسير شدى باتفاق فدا دادندى چنان كه ميفرمايد كه وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ و اگر آيند بشما أُسارى اسيران بنى اسرائيل كه در دست دشمن افتادهاند تُفادُوهُمْ فديه ميدهد ايشان را و باز ميخريد باسيرى ديگر كه از دشمن گرفتهايد يعنى اسير خود را ميگيريد و بعوض او اسيرى را كه از دشمن گرفتهايد به ايشان رد ميكنيد و نزد بعضى معنى آنست كه اگر بيايند بشما اسيرانى كه در دستهاى شياطين گرفتارند متصدى انفاذ ايشان ميشويد بارشاد و وعظ با آنكه تضييع نفس خود ميكنيد و بآن ارشاد و وعظ متعظ نميشويد كقوله أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ و حمزه اسرى ميخواند كه جمع اسير است چون جرحى و جريح و تفدوهم از ثلاثى مجرد و ابو عمرو و ابن عامر و ابن كثير در تفدوهم شريك اويند و قوله وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ متعلق است بقوله وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ و ما بينهما جمله