تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٩ - سوره البقرة(٢) آيات ٨٠ تا ٨٩
معترضه است و ضمير از براى شأنست يا ضمير مبهم است و اخراجهم مفسران يا راجع باخراج كه مصدر تخرجون است چه فعل دال است بر مصدر و اخراجهم تأكيد آنست يا مفسران يعنى قوم خود را از ديار ايشان بيرون مكنيد و حال آنكه حرام كرده شده است بر شما بحكم ميثاق و بيرون كردن ايشان أَ فَتُؤْمِنُونَ آيا ميگرويد بِبَعْضِ الْكِتابِ بپاره از احكام كتاب تورية كه فديه اسيران است وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ و كافر ميشويد و تصديق نميكنيد به بعضى ديگر كه آن قتل و اخراج است فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ پس نيست مكافات آن كس كه بكند ذلِكَ اين چنين عهد شكنى يا نافرمانى را مِنْكُمْ از شما كه يهوديد إِلَّا خِزْيٌ مگر خارى و رسوايى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا كه آن قتل بنى قريظه است و سبى ايشان و اجلاى بنى نضير و ضرب جزيه بر غير ايشان از اهل يهود اصل خزى ذلى است كه مستحى منه باشد و لهذا در هر يك از قتل و اجلا و ضرب جزيه مستعمل است و بصحت پيوسته كه چون لشگر اسلام بزير حصن بنى النضير فرود آمدند و تا بيست و پنج روز آنجا نشستند اهل حصن بزنهار آمده التماس كردند از پيغمبر (ص) كه سعد معاذ را حكم سازد تا بحكم او راضى شده از حصن پائين آيند پيغمبر ص سعد را حكم ساخت و چون فرود آمدند سعد حكم بقتل رجال ايشان و سبى نسوان و صبيان ايشان كرد و رسول (ص) فرمود بخدا سوگند اى سعد كه حكمى كردى كه خداى تعالى از بالاى هفت آسمان همين حكم كرده پس بفرمود تا مردان را مقيد كرده بمدينه بردند و در سراى بنى النجار حبس كردند و زنان و كودكان را سبى كردند و مالهاى ايشان را قسمت كردند و چون رسول (ص) بمدينه آمد فرمود تا چند خندق بكندند و أمير المؤمنين عليه السّلام را بفرمود تا همه مردان ايشان را بيرون آورد و در كنار آن خنادق برده كردن ايشان ميزد و در آن خنادق ميانداخت حى بن اخطب و كعب بن اشرف كه رؤساى ايشان بودند گفتند آيا با ما چه كنند كعب گفت حكم بقتل ما مقرر شده بآن تسليم بايد شد چون حى را نزد رسول (ص) آوردند دست با گردن بسته آن حضرت در او نگاه كرد و گفت اى حى هر كه را خدا مخذول كند چنين باشد و چون وى را نزد أمير المؤمنين آوردند گفت
قتل الشريف على يد الشريف
كشته شد شريف بر دست شريف آن گاه حى گردن بكشيد و سر پيش انداخت و أمير المؤمنين عليه السّلام گردن وى را بزد خزى در دنيا اين بود كه برايشان رفت وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ و روز قيامت يُرَدُّونَ باز گردانيده شوند در محشر إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ بسوى سختترين عذابى كه آتش دوزخ است و يكى از علامات شدت آن دوام آنست و اين بجهت آنست كه عصيان ايشان اشد است وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ و خداى