تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٧ - سوره البقرة(٢) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
كتب باشد بر ظرفيت و نزد بعضى معنى آنست كه (صوموا كصومهم فى عدد الايام) يعنى روزه شما مانند روزه اهل كتابست در عدد روزها چه مرويست كه شهر رمضان فريضه شد بر نصارى و چون در برد شديد و حر شديد افتاد تحويل آن نمودند بوقت ربيع و ده روز بر آن افزودند بجهت كفاره تحويل آن و گويند ده روز بر آن افزودند جهت موتان كه بايشان رسيده بود و همچنين هر قرنى از ايشان ميافزودند تا پنجاه روز مقرر شد و اكنون روزه ايشان پنجاه روز است و گويند مراد باين صيام ايام بيض است در هر ماهى و عاشورا كه قبل از امر بصيام شهر رمضان واجب بوده و بعد از وجوب صوم رمضان منسوخ شد و باستحباب مقرر گشت عبد الملك بن هارون بن عنتره از جد خود روايت كند كه او گفت من از أمير المؤمنين شنيدم كه او گفت روزى گرمگاه نزد رسول رفتم چون نزد آن حضرت بنشستم مرا گفت
يا على هذا جبرئيل يقرئك و السلام
جبرئيل حاضر است و تو را سلام ميرساند من گفتم
عليك و عليه السلام
يا رسول خدا بعد از آن فرمود كه اى على پيشتر آى من نزديك آن حضرت رفتم فرمود كه جبرئيل ميگويد كه از هر ماه سه روز روزه دار تا حقتعالى تو را بروز اول ده هزار ساله روزه نويسد و بروز دويم سى هزار ساله و بروز سيم صد هزار ساله من گفتم يا رسول اللَّه اين كدام روزها است گفت ايام البيض است در هر ماه سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم عنتره گويد كه از أمير المؤمنين عليه السّلام پرسيدم كه اين ايام را چرا ايام البيض گفتهاند فرمود براى آنكه آدم چون از بهشت بزمين آمد هيچ سقفى و پوششى او را نبود تا از حرارت آفتاب بآن ملتجى شود و اعضاى او از اثر آفتاب سياه گشت شكايت آن را بحضرت عزت رفع نمود جبرئيل عليه السّلام آمد و گفت اى آدم (سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم) ماه روزه بدار تا اعضاى تو سفيد شود آدم يك روز روزه داشت ثلثى از اعضاى او سفيد شده و چون روز دوم بروزه رفت ثلثى ديگر از او سفيد گشت و روز سيم كه روزه بداشت همه اعضاى او سفيد و نورانى گشت (و در كنز العرفان) آورده كه نزد اكثر مفسران مراد باين صيام صوم ماه رمضان است و اين اولى است از آنكه مراد ايام بيض باشد و عاشورا كه ماه رمضان ناسخ آن شده باشد زيرا كه هر گاه ممكن باشد صيانت حكم از نسخ اولى خواهد بود پس مراد آنست كه حقتعالى اول صوم را واجب گردانيد و بيان نكرد كه يك روز است ياد و يا بيشتر و بعد از آن تبيين آن نمود بايام معدودات و بعد از آن بيان ايام معدودات فرمود بشهر رمضان و بنا بر آنكه مراد ايام بيض و عاشورا باشد و بصوم رمضان منسوخ شده عدم جواز آنسه روز و عاشورا لازم نميآيد زيرا كه رفع وجوب مستلزم رفع جواز نيست و بدانكه تخصيص خطاب باهل ايمان جهت آنست كه ايشانند كه قبول امر ميكنند و ديگر آنكه عبادت بدون ايمان صحيح نيست و وجوب صوم برايشان منافى وجوب آن نيست بر غير پس بر كفار نيز واجب باشد چه كفار باجماع اماميه مخاطبند بشرايع زيرا كه هر چه از لوازم تكليف است در كفار موجود است و در تفسير عرايس آورده كه اين نداى اصحاب قلوبست يعنى از حضرت رب الارباب خطاب مستطاب ميرسد بطالبان هلال مشاهده در اقطار سماوات غيوب بندايى كه مفرح قلوب و مفرح كروب