تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٢ - سوره البقرة(٢) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
آيا مردمان بر مثل اين كس قدرت دارند تا او را اختيار كنند و او را مقدم دارند بر خود يا آنكه مختار ايشان باين صفة است تا امامت ايشان تواند كرد و چون اين فوق قدرت ايشانست پس بر خدا واجبست كه شخصى كه رتبه امامت داشته باشد و بصفات مذكوره مبعوث بود او را امام گرداند و بزبان پيغمبر خود مردمان را بآن اخبار فرمايد تا مطيع و منقاد او شوند در جميع اوامر و نواهى او و جهال از اين بىخبرند و با هواى و آرزوى خود هر كرا خواهند امام ميگردانند و حق تعالى ذم ايشان فرموده در كتاب خود حيث قال وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ و قال عج فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ و قال كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه اى محمد (ص) ياد كن چون ابراهيم ع را آزموديم بكلمات مذكوره و او را و بعضى از ذرارى او را كه اهل عصمتاند امامت داديم وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ و اين را نيز ياد كن كه چون گردانيديم خانه كعبه را مَثابَةً جاى بازگشت بآن لِلنَّاسِ براى مردمان يعنى از براى اعيان زوار ايشان بر وجهى كه هر سال از اطراف و جوانب متوجه آن شوند بجهت مناسك و هر چند بآنجا آيند آرزوى آن داشته باشند كه بعد از معاودت از آن بآن رجوع كنند و در روايت آمده كه قصد عود بآن مكان موجب زيادتى عمر است و قصد عدم عود بآن موجب قرب اجل و يا مراد بمثابه موضع ثوابست كه مردمان بجهت اداى مناسك حج و عمره مثاب شوند وَ أَمْناً و موضع امن و ايمنى كه در او كسى را نكشند و متعرض اذيت او نشوند لقوله حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ يا موضع ايمنى حاج از عذاب آخرت چه حج مكفر ذنوب متقدمه حاج است و يا جايى كه جانى ملتجى بآن مؤاخذ نشود بلكه مطعم و مشرب بر او تنگ كنند.
تا بالضرورة از آنجا بيرون آمده بزمين حل آيد و اين مخصوص بزمان اسلام نيست چه قبل از اسلام نيز هيچ كس قاتل پدر و ساير اقارب خود را آنجا نميكشت و اين حكم از زمان اسماعيل بوده و ببايد دانست كه بيت معرف بلام علم كعبه است و از اعلام غالبه مانند النجم و الصعن و الثريا و مثابة بمعنى مرجع است ماخوذ از ثاب بمعنى رجع و يا بمعنى موضع ثواب چنان كه گذشت و امن بمعنى ذا امن است مانند زيد عدل كه بمعنى ذو عدل است و تسميه اين بيت ببيت الحرام جهت آنست كه حرام است بر مشركان كه در آن روند و تسميه آن بكعبه بجهت آنست كه مربع است و بخدا بيت المعمور واقع شده كه مربع است و بيت المعمور بحذاء عرش واقع شده كه مربع است و تربيع عرش جهت آنست كه كلماتى كه بناى اسلام بر آنست چهارند و آن اينست كه سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر و قوله وَ اتَّخِذُوا بر اراده قولست و تقدير اينست و اذا قلنا اتخذوا يعنى گفتيم بمؤمنان كه بعد از آنكه شرف حرم دانستيد فرا گيريد مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ از مقامى كه منسوبست