تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٠ - سوره البقرة(٢) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
از فقهاى ما است كه حرم قبله كسى است كه دور باشد از اهل افاق چنان كه بتفصيل بيايد و مرويست كه آن حضرت روز دوشنبه منتصف رجب در سال دوم از هجرت قبل از واقعه بدر بدو ماه در مسجد بنى سلمه دو ركعت نماز ظهر گذارده بود كه اين حكم نازل شد هم در نماز روى از صخره گردانيده بميزاب توجه فرمود و آن مسجد بذى القبلتين اشتهار يافت ابو غارب روايت كند كه ما روى ببيت المقدس داشتيم و در ركوع بوديم كه رسول روى بكعبه كرد ما نيز روى بآنصوب كرديم مردان بصف زنان و زنان بصف مردان آمدند و بعد از تخصيص خطاب جهت تصريح بعموم حكم همه امت آن حضرت را ميگويد كه وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ و هر جا كه باشيد در بر و بحر و سهل و جبل و شرق و غرب و خواهيد كه نماز بگذاريد فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ پس بگردانيد رويهاى خود را شَطْرَهُ در جانب مسجد مذكور در انوار آورده كه حق تعالى اول رسول خود را مخصوص ساخت بخطاب جهت تعظيم و ايجاب رغبت او و بعد از آن تعميم آن فرمود بجهت تصريح بعموم حكم و تاكيد امر قبله تخصيص امت بر متابعت از حسن بصرى منقولست كه اول حق تعالى وحى كرد بحضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله كه من توجه ببيت المقدس را منسوخ كردم و نزول اين وحى در وقتى بود كه هنوز زمان اداى نماز در نرسيده بود و در آن وقت نگفت كه روى بكعبه كن چون وقت نماز درآمد رسول صلّى اللَّه عليه و آله در آسمان نگاه ميكرد بانتظار اينكه وحى نازل شود كه بچه جهت توجه نمايد پس حق سبحانه و تعالى باو وحى فرستاد و او را و ساير امت او را بتوجه بكعبه امر كرد و بنا بر اين آيه دليل است بر آنكه تأخير بيان از وقت خطاب جايز است و از وقت حاجت جايز نيست چنان كه قاعده علماى اماميه است در اصول مذهب و بعد از آن بيان عناد يهود با رسول صلّى اللَّه عليه و آله ميكند بقوله وَ إِنَّ الَّذِينَ و بدرستى كه آنان كه أُوتُوا الْكِتابَ داده شدند كتاب تورية يعنى علماى يهود لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُ هر آينه ميدانند كه تحويل يا توجه بقبله كعبه درست و راست است و حكم آن صادر شده مِنْ رَبِّهِمْ از نزد پروردگار ايشان بجهت علم ايشان على الاجمال بآنكه عادة اللَّه جاريست بر تخصيص هر شريعتى بقبله و على التفصيل بآنكه در تورية مكتوبست كه پيغمبر آخر الزمان بدو قبله نماز گذارد و آخر قبله كه بر آن باشد كعبه باشد و با وجود اين انكار ميكنند و عناد ميورزند و تحويل را حق نميدانند جهت حسد و حقد و استكبار و خوف فوت رياسة از ايشان و گويند مراد باين جماعت علماى يهود و نصارىاند وَ مَا اللَّهُ و نيست خدا بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ غافل و بيخبر از آنچه ميكنند يهود از انكار قبله با وجود علم ايشان بحقيت آن و از آنچه اهل ايمان عمل ميكنند از تحويل و تصديق بآن اين وعد و وعيد است براى فريقين و در آيه