تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١١ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
نظم و جزالت لفظ و اخبار از امور غيبيه مِنْ مِثْلِهِ مانند آن چيزى كه ما فرستادهايم و ذكر نزلنا بدون (انزلنا) بجهت آنست كه نزول قرآن (نجما فنجما) و دفعة بعد (دفعة) واقع شده بحسب وقايع هم چنان كه مفهوم (نزلنا) است نه دفعة واحدة كه منطوق وَ أَنْزَلْنا است و حكمت در تنزيل قرآن نه انزال آن است كه نزول آن بر وجه تدريج موهم است مر ايشان را در آنكه آن از جنس كلام اهل شعر و خطابه باشد كه بروز آن طريق نجوم است بحسب وقايع ايشان كما حكى اللَّه عنهم فقال وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً پس واجب شد تحدى ايشان بر اين وجه بجهت ازاله شبهه و الزام حجت و اضافه عبد بذات خود بجهت تنويه او است بذكر آن و تنبيه بر آنكه آن حضرت مختص است باو و منقاد حكم او و معنى سوره و وجه تسميه و اشتقاق آن و حكمة در تقطيع قرآن بسوره در فصل دويم از مقدمه اين تفسير سمت ذكر يافته و قوله مِنْ مِثْلِهِ صفت سوره است اى (بسورة كائنة من مثله و ضمير راجع بما نزلنا است و من براى تبعيض است يا تبيين و نزد اخفش زائده است اى بصورة مماثلة للقرآن فى البلاغة و حسن النظم) و يا ضمير راجع بعبدنا است و من از براى ابتدا اى بسورت كائنة (ممن هو على حاله من كونه بشرا اميالم يقرأ الكتب و لم يتعلم العلوم) و يا صله فاتوا است و ضمير راجع بعبدنا يعنى بياريد سوره كه صادر شده باشد از مثل بنده ما كه امى است و ارجاع آن بمنزل اوجه است زيرا كه آن مطابق است به آيه فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ و بساير آيات تحدى و ديگر آنكه كلام در منزلست نه در منزل عليه پس حق آنست كه منفك از آن نباشد تا نظم و ترتيب منتسق باشد و نيز مخاطبه جمهور به آنكه بيارند مثل آنچه واحدى از ابناى جنس ايشان آورده و نيز قرآن معجز است فى نفسه نه نسبة به پيغمبر لقوله لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ و ديگر ارجاع ضمير بعبدنا موهم انكار صدور آنست از آن كسى كه بر صفت او نباشد و عدم ملايمت آن بقوله وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ چه اين امر است به آنكه بخوانيد حاضران مجالس و محافل خود را از شعرا و خطبا كه اعوان و انصار شمااند در تكذيب رسول ما يعنى اگر بتنهايى قدرت معارضه نداريد استعانت كنيد بهر كه يارى شما دهد و اعانت شما نمايد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خدا در اتيان نمودن بمثل اين و شهدا جمع شهيد است بمعنى حاضر يا قائم بشهادت يا ناصر يا امام و تسميه امام بشاهد جهت آنست كه حاضر ميشود در نوادى و بمحضر او ابرام امور ميشود چه تركيب شهادت از براى حضور است يا بالذات باعتبار مخلوق يا بالتصور نسبة بخالق و از اينجا است كه مقتول فى سبيل اللَّه را شهيد ميگويند بجهت آنكه حاضر ميشود نزد او آنچه باو اميدوارى دارد يا ملائكه نزد او حاضر