تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٢ - سوره البقرة(٢) آيات ١٠ تا ١٩
ابو مسلم اصفهانى بر آنست كه اينكلام بر سبيل دعاست و معنى اينكه زياده گر داناد خداى تعالى مرض ايشان را كقوله تعالى ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ يعنى خداى تعالى زيادتى توفيق و الطافى كه بمؤمنان داده بايشان مدهاد زيرا كه بجهة زيادتى آيات بينات كه از الطافست نفاق ايشان زيادة ميگردد و اين فى الحقيقه اخبار است از خذلان ايشان يعنى حق سبحانه ايشان را بحالة كفر و نفاق واگذاشت و نظر لطف و مدد توفيق از ايشان باز گرفت وَ لَهُمْ و مر ايشان را است در آخرة عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك و مخلد بودن در آن بِما كانُوا بسبب آنچه بودند كه با مؤمنان يَكْذِبُونَ دروغ ميگفتند از دعوى اسلام و اظهار ايمان در گفتار آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ و اليم بمعنى مؤلمست چه عذاب سبب الم است نه نفس آن پس بمعنى مؤلم باشد يق (الم فلان فهو اليم كوجع فهو وجيع) و وصف عذاب بآن بجهة مبالغه است كقوله (تحية بينهم ضرب وجيع) بر طريقه جد جده و با براى سببيه است و ماء مصدريهاى بسبب كذبهم و يا مقابلهاى ببدل كذبهم و مقابله و كذب خبر است از شيء بر خلاف آنچه آن شيء بر آن وجه باشد و همه اقسام كذب حرامست زيرا كه استحقاق عذاب را بآن معلق ساخته و آنچه مرويست كه پيغمبر (ص) فرمود كه ابراهيم ع بسه كذب قايل شده مراد بآن تعريضست و تسميه آن بكذب جهة مشابهة آنست بكذب بعد از آن از افعال شنيعه و اقوال قبيحه ايشان خبر ميدهد به اين وجه كه وَ إِذا قِيلَ و چون گفته شود يعنى رسول (ص) يا مؤمنان گويند لَهُمْ مر منافقان را كه لا تُفْسِدُوا فساد مكنيد و تباهى مجوئيد فِي الْأَرْضِ در زمين بارتكاب عصيان و طغيان و باز داشتن مردمان را از ايمان و فريب دادن مؤمنان را و توهين دين اسلام نزد كافران قالُوا گويند در جواب مؤمنان از روى جحود يا باعتقاد باطل خود كه إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ جز اين نيست كه ما بصلاح آرندگانيم كارهاى خود را يعنى افعالى كه از ما صادر ميشود بر وجه صلاح و صواب است بدانكه جمله شرطيه عطف است بر يكذبون اى (لهم عذاب اليم بما كانوا اذا قيل لهم لا تفسدوا) الى آخرها يعنى ايشانراست عذاب اليم بسبب آنكه هر گاه ايشان را ميگفتند در زمين فساد مكنيد در جواب مىگفتند كه ما صلاح كنندگانيم افعال و اقوال خود را و يا عطف است بر يقول اى (و من الناس من اذا قيل لهم) و قول اول اوجه است و اين كه از سلمان فارسى رضا منقول است كه اهل اين آيه هنوز بوجود نيامدهاند شايد كه مراد او اين باشد كه اهل اين آية منحصر نبودند بجماعتى كه در آن زمان بودند بلكه شامل جماعتى ديگر هست كه بعد از اين پيدا شوند و متصف شوند بصفت ايشان زيرا كه آيه متصل است بما قبل خود