تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٠ - سوره البقرة(٢) آيات ٧٠ تا ٧٩
ميكنند و از جمله آن اسرار ايشان است كفر خود را و اعلان اسلام و اخفاى عداوت حضرت رسالت و ساير مؤمنان و اظهار مودت آن حضرت و اهل ايمان و اخفاى آن چه بر ايشان نازل ساخته از نعوت حضرت رسالت (ص) و اظهار غير آن و تحريف حكم از مواضع خود و معانى آن و اكثر مفسران در تفسير اين گفتهاند كه آيا يهودان نميدانند كه حقتعالى سر و علانيه ايشان را ميداند پس چگونه است كه يكديگر را در خفيه منع مىكنند از تحدث بآنچه حق است و حال آنكه مقرند بآن و غير جاهدان پس ايشان بجهت اين به ملامت الزمند و در مذموميت الوم چه هر كه داند كه حقتعالى داناى آشكار و نهانست بايد كه ظاهر خود را بفرمانبردارى آراسته سازد و باطن خود را از لوث ناپاكى و بىباكى بپردازد وَ مِنْهُمْ و از جهودان جماعتىاند كه أُمِّيُّونَ نانويسنده و ناخواندهاند لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ نميدانند تورية را و نمى شناسند آن چه در او است مراد جهله ايشانند كه علم بقرائت و كتاب ندارند تا مطلع شوند باحكام تورية و آنچه در اوست بر ايشان محقق شود إِلَّا أَمانِيَ استثناى منقطع است يعنى ليكن ميدانند آرزوهاى خود را مراد آن است كه معتقد ايشان اينست كه آنچه در تورية است موافق هواهاى ايشانست و از جمله آنست كه اعتقاد دارند بصحت وعدهاى دروغ كه از علماى خود ميشنوند كه بهشت خاصه ايشان خواهد بود و آباء و اجداد ايشان را شفاعت خواهند كرد و غير آن كقوله تعالى وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ و امانى جمع امنيه است و آن در اصل هر چيزى است كه انسان در نفس خود تقدير آن كند از امورى كه موافق طبع و مرغوب نفس باشد و اشتقاق از منى است كه بمعنى قدر است و لهذا اطلاق آن بر كذب مى كنند و بر آنچه متمنى باشد و بر آن چه قرائت آن كنند چه قارى تقدير كلمات و تصوير حروف مىكند و آن را قرائت ميكند حاصل معنى آنست كه يهودان معتقد اكاذيبند و بر وجه تقليد آن را از محرفين فرا گرفتهاند و يا مواعيد كاذبه كه ايشان ميشنوند از اينكه كسى ديگر غير از يهود ببهشت نرود و آتش مس نكند ايشان را مگر اياما معدودة و نزد بعضى استثناى متصل است و معنى اين كه مگر كه قراءة آن ميكنند بر وجهى كه آن عاريست از معرفت معنى و از تدبر در آن بلكه محض تلقف است و بنا بر اين امانى ماخوذ است از قول شاعر كه (تمنى كتاب اللَّه اول ليلة. تمنى داود الزبور على رسل) و از اين قبيل است قوله تعالى إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ و اين قول مناسب وصف ايشان نيست به امية وَ إِنْ هُمْ و نيستند ايشان إِلَّا يَظُنُّونَ مگر آنكه گمان ميبرند بدون علم و يقين يعنى آنچه ميگويند محض گمانست و اصلا علم بآن ندارند و آن را از سر يقين نميگويند و گاه هست كه اطلاق ظن مى كنند بر راى و اعتقادى كه غير قاطع باشد و اگر چه صاحب آن بآن جازم باشد مانند اعتقاد مقلد وزيغ از