تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٨ - سوره البقرة(٢) آيات ٧٠ تا ٧٩
يُحَرِّفُونَهُ پس ميگردانيدند آن سخن را مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ از پس آنكه دانسته بودند و دريافته حقيقت آن را بدون شك و شبهه و چون بميان قوم آمدند گفتند ما سخن حق و امر و نهى او را شنيديم و ليكن در آخر گفت كه اينها را كه بشما فرمودهام مخيريد اگر ميخواهيد در عمل آريد و اگر نخواهيد نكنيد و از آن باك مداريد وَ هُمْ يَعْلَمُونَ و حال آنكه ايشان ميدانستند كه افترا ميكنند و از ابو جعفر مرويست كه مراد يهودان زمان حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله اند و معنى آنكه يهودانى كه معاصر تواند ميشنوند تورية را و تحريف ميكنند آن را مانند تحريف نعت و صفت تو و آيه رجم و يا تأويل آن ميكنند و بر وفق متمناى خود تفسير ميكنند و بنا بر معنى اول مراد آنست كه اخيار اين جماعت و پيشوايان ايشان هر گاه بر اينحالت بوده باشند كه بعد از استماع كلام از خدا افترا كنند و چيزى كه او نگفته باشد باو نسبت دهند پس سفله و جهله ايشان كه در زمان شمااند كافر شوند و تحريف آيات تورية نمايند بطريق اولى چه اتباع در آنچه ميكنند تابع رؤساى خود ميباشند و در آيه دلالة است بر عظم ذنب در تحريف شرع و اين شامل اظهار بدع در فتاوى و قضايا و جميع امور دين نيز هست آوردهاند كه روزى حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه يهودان بعد از اين در مدينه داخل نشوند چه از آمدن ايشان باين صوب فتنه و ناصواب ظاهر ميشود پس بعضى از منافقان يهود اول روز بمدينه ميآمدند كه ما مسلمانيم همچون شما و آخر روز بازگشته بياران خود ميپيوستند كما قال اللَّه تعالى وَ إِذا لَقُوا و چون ملاقات كنند يهودان الَّذِينَ آمَنُوا آنان را كه ايمان آوردهاند يعنى اصحاب محمد صلّى اللَّه عليه و آله را قالُوا آمَنَّا گويند كه ما گرويدهايم مانند شما و تصديق كردهايم بآنكه محمد صلّى اللَّه عليه و آله رسولى است كه در تورية بشارة باو واقع شده وَ إِذا خَلا و چون خلوت كنند بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ برخى از ايشان ببرخى كه ظاهرا و باطنا كافرند قالُوا گويند آن كافران بى نفاق ايشان را بر سبيل تقريع كه أَ تُحَدِّثُونَهُمْ آيا حديث ميكنيد و خبر ميدهيد اصحاب محمد را بِما فَتَحَ اللَّهُ بآنچه گشاده است خدا ابواب دانش آن را عَلَيْكُمْ بر شما در كتاب شما و قولى آنست كه بعضى از يهود مدينه در اول نزول قرآن اصحاب آن حضرت را از نعت و صفت وى كه در تورية مذكور بود خبر دادند و رؤساى ايشان مانند كعب وحى از آن آگاهى يافته از روى انكار و نهى مخبران را گفتند كه آيا شما ايشان را از صفات محمد خبر ميدهيد لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ تا مخاصمه كنند و حجة گيرند بر شما بآن عِنْدَ رَبِّكُمْ نزد پروردگار شما يعنى احتجاج نمايند بر شما بآنچه انزال كرده پروردگار شما در كتاب شما ذكر