تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٤ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
منافقين كرد بحال مستوقدين و اصحاب صيب و عبادت اصنام را در وهن و ضعف ببيت عنكبوت و خست قدر آنها را بذباب گفتند كه (اللَّه اعلى و اجل من ان يضرب الامثال او يذكر الذباب و العنكبوت) محض عناد و جحود باشد و عين جهل و غباوت و نيز چون حقتعالى ارشاد مردمان نمود بآنچه دلالت ميكند بر آنكه اين متحدى به وحى منزل است و مترتب ساخت بر آن وعيد آن كسى كه بآن نگرويد و وعد بر آن كسى كه بآن ايمان آورد بعد از ظهور امر آن نيز شروع فرمود در جواب آنچه بآن طعن مى كردند در قرآن و گفت ان اللَّه لا يستحيى بدرستى كه خدا شرم نميكند يعنى ترك نمينمايد ضرب المثل را ببعوضة و مانند آن از اشياء حقيره مثل ترك كسى كه حيا داشته باشد از آنكه تمثيل ببعوضة و مثال آن كند بجهت حقارت آن و حيا انقباض نفس است از قبيح بجهت مخافت ذم و اينحالت متوسطه است ميان وقاحت كه جرئتست بر قبايح و عدم مبالات بآن و خجل كه انحصار نفس است از مطلق فعل و اشتقاق آن از حياتست چه آن انكساريست كه عارض قوة حيوانية ميشود آن را از افعال باز ميدارد فقيل حين الرجل كما قيل نسى وحشى اذا اعتلت نساه و حشاه و چون بارى تعالى به آن موصوف شود هم چنان كه در اين آيه و در حديث نبوى صلّى اللَّه عليه و آله كه
ان اللَّه يستحيى من ذى الشيبة المسلم ان يعذبه و ان اللَّه حى كريم يستحيى اذا رفع العبد يديه اليه ان يردهما صفرا حتى يضع فيهما خيرا
مراد بآن ترك است كه لازم انقباض است هم چنان كه مراد از رحمت و غضب او اصابه معروف و مكروه است كه لازم معنى است كه رحمت و غضب موضوعند براى آن و عدول باستحيا از ترك جهت آنست كه استحيا متضمن تمثيل و مبالغه است زيرا كه استحيا امريست محسوس كه آن انقباض و انكسار نفس است بخلاف ترك كه آن امر معنوى است و محتمل است كه وقوع لفظ (يستحيى) در آيه بنا بر مقابله آن باشد بآنچه واقع شده در كلام كفره كه ميگفتند اما يستحيى رب محمد ان يضرب المثل بالذباب و البعوضة پس حقتعالى در جواب فرمود كه ان اللَّه لا يستحيى و بعضى گفتهاند كه استحياء را مر قبيحست كه فاعل آن را در آن عيب كنند و چون حقتعالى از فعل قبيح منزه است پس معنى آنست كه ضرب المثل كه از او واقع ميشود قبيح نيست تا موجب استحيا باشد و نزد بعضى ديگر لا يَسْتَحْيِي بمعنى لا يخشى است يعنى خداى تعالى نميترسد از مردمان تا بجهت آن ترك ضرب المثل كند و استحيا بمعنى خشيت آمده كقوله وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ اى تستحيى الناس و اللَّه احق ان تستحياه پس تواند بود كه اينجا بمعنى خشيت باشد و ضرب مثل بمعنى اعتمال و صناعت آنست ماخوذ از ضرب اللبن و ضرب الخاتم و في الحديث اضطراب رسول اللَّه خاتمان من ذهب و اصل آن واقع شدن شيء است بر ديگرى و آن با صله آن مخفوض است محلا نزد خليل باضمار من و منصوب المحل است با فضاى فعل بآن بعد از حذف خافض نزد سيبويه و ما ابهاميه است كه ابهام و شياع را زياد ميكند