تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٥ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
در نكرة و طرق تقييد را از آن مسدود ميسازد كقولك (اعطنى كتابا اى ما كتاب كان) يا مزيده است براى تأكيد مانند ما در كريمه فبما رحمت و زيادتى ما و غير آن از حروف زوايد در قرآن نه بآن معنى است كه ضايع و لغو باشد چه همه قرآن هدى و بيان است بلكه به اين معنى است كه موضوع نباشد از براى معنى كه مراد منه باشد و وضع آن بجهت آن باشد كه با غير خود مذكور شود و فايده وثاقة و قوت باو رساند و اين فايده زيادتيست در هدى كه غير قادح است در قرآن و بعوضة عطف بيان مثلا اسف يا مفعول يضرب و مثلا حال كه مقدم بر او شده زيرا كه نكره است يعنى خداى تعالى بيان ميكند بعوضة را در حالتى كه مثلى است براى حال مردمان و يا آنكه هر دو مفعول يضرب باشد گاهى كه متضمن معنى جعل باشد يعنى خداى تعالى ميگرداند مثل ما را بعوضة و ما فوق بعوضة و بعوض فعول است مأخوذ از بعض كه بمعنى قطع است چون (بضع و عضب) پس در اصل صفت بوده باشد ليكن تغليب آن كردهاند در اسم اين نوع حيوان مانند خموش كه نوع صغير بعوض است و در اصل بمعنى خراشيدن است و قوله فما فوقها عطفست بر بعوضة و يا بر ما اگر اسم گردانند و معنى آن ما زاد عليها است يعنى آن چيزى كه زياد باشد بر پشه در جثه مانند ذباب و عنكبوت و اين رد آن كسيست كه استنكار آن كرده و حقيقة معنى آنست كه خداى تعالى ترك ضرب المثل نميكند به بعوض چه جاى آنچه اكبر از آن باشد يا مراد آن چيزيست كه زياده باشد بر آن در معنى كه مثل در آن واقع شده و آن صغر و حقارتست مانند جناح بعوضة چه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله دنيا را بآن ضرب المثل كرده و نظير اين است در جواز احتمالين مذكورين آنچه در روايت آمده كه مردى در منى پاى او بطناب خيمه برآمده بر روى افتاد عايشه گفت كه از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود
(ما من مسلم يشاك شوكة فما فوقها الا كتبت له بها درجة و محيت عنها خطيئة)
يعنى هيچ مسلمانى خار و ما فوق خار در عضو او نخلد مگر كه از براى او درجه بنويسند و خطيئه محو كنند پس فما فوقها كه در اينحديث واقع شده احتمال دارد كه بمعنى (ما تجاوز الشوكة فى الالم) باشد مانند سقوط بر اطناب خيمه و بمعنى (ما زاد عليها فى القلة) مانند عض بعوضة و نملة
لقوله صلّى اللَّه عليه و آله (ما اصاب المؤمن مكروه فهو كفارة لخطاياه حتى نجنة النملة)
يعنى هر مكروهى كه ببنده مؤمن رسد كفاره گناهان او است اگر چه مقدار گزيدن مورچه باشد و از صادق عليه السّلام روايتست كه حقتعالى امر حقير را ببعوضة تفسير نموده تا تنبيه باشد بر آنكه جايز است ضرب المثل بامر حقير هر گاه مشتمل باشد بر امور غريبه عجيبه چه جميع آنچه در ذات فيل مخلوق شده در بعوضة موجود است با زيادتى دو عضو ديگر كه هر دو بال است با وجود صغر حجم آن فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ حاصل كه حق سبحانه و تعالى بجهت مصلحت بندگان بامر حقير مثل ميزند و اصلا عتاب اهل كفر و نفاق