تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٦ - سوره البقرة(٢) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ و نساختيم ما قبله عبادة تو الَّتِي آن جهتى را كه كُنْتَ عَلَيْها تو بودى پيش از اين زمان بر آن يعنى جهت قبله كعبه كه آن حضرت در مكه نماز را بجانب آن ميگذارد و چون بمدينه هجرت فرمود مامور شد كه در نماز متوجه صخره شود بجهت تالف يهود و دلجويى ايشان تا بالكليه از آن حضرت متوحش نشوند و نرمند و بعد از آن مامور شد بتوجه بكعبه كه قبل از هجرت بر آن بود و يا مراد بقبله صخره است چه از ابن عباس روايتست كه قبله پيغمبر ص در مكه بيت المقدس بود الا آن بود كه كعبه را در ميان خود و ميان بيت المقدس ميگرفت پس مخير به بنا بر اول جعليست كه ناسخ است و بر ثانى منسوخ و معنى اينكه اصل امر در اين باب استقبال تست بكعبه و ما نگردانيديم قبله تو را بيت المقدس إِلَّا لِنَعْلَمَ مگر براى آنان كه بدانيم يعنى امتحان نمائيم باين وجه كه معامله آرمايندگان كنيم مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ آن كس را يعنى يهود را كه پيروى رسول كنند بعد از تحويل از آن در گذاردن نماز بجانب كعبه مِمَّنْ يَنْقَلِبُ از آن كس يعنى يهودانى كه باز گردند عَلى عَقِبَيْهِ بر پاشنههاى خود يعنى ارتداد نمايند از قبله كعبه بجهت الفت بقبله آباى خود يا براى آنكه بدانيم قبل از تحويل بكعبه كسى را يعنى مشركان را كه تابع رسولاند از كسى يعنى از مشركانى كه تابع رسول نيستند بجهت تالف ايشان بكعبه و بنا بر ناسخ معنى آنست كه ما اراده نكرديم از تو آنچه بر آن بودى مگر كه بدانيم كسى را كه ثابتست بر اسلام از كسى كه ارتداد نمايد از آن بجهت قلق و ضعف ايمان اگر گويند چگونه علم او سبحانه غايت جعل باشد و حال آنكه هميشه عالم بود گوئيم اين كلام و امثال آن باعتبار تعلقيست حالى كه مناط جزا است و حقيقت معنى آنست كه تا متعلق شود علم ما بآنكس در حينى كه بوجود آيد اتباع او و نزد بعضى مراد به لنعلم اينست كه تا بداند رسول او و مؤمنان ليكن اسناد علم بنفس خود كرده بجهت آنكه رسول و امت مرحومه او خواص او سبحانهاند و يا علم بمعنى تميز است يعنى تا متميز سازيم ثابت بر ايمان را از متزلزل كقوله لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ پس وضع علم شده در موضع تميزى كه مسبب است از آن و علم بمعنى معرفت است و يا معلق است از عمل بجهت آنكه متضمن معنى استفهام است كه حرف تعلق است و يا مفعول ثانى او مِمَّنْ يَنْقَلِبُ است اى (لنعلم من يتبع الرسول متميزا ممن ينقلب) يعنى تا بدانيم كسى را كه تابع رسول است متميز از كسى كه باز گردد بر هر دو عقب خود و اين مثلى است در باب كسى كه از راهى باز گردد و عدول كند بغير آن و آنچه مذكور شد محصل كلام صاحب مجمع است و در (كنز العرفان) نيز آورده كه وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي احتمال دو وجه دارد يكى آنكه جعل متضمن معنى تحويل باشد و يا از باب اطلاق عام بر خاص و معنى مراد اينكه و ما حولنا زيرا كه تحويل نيز جعليست و اين بنا بر آن قول است كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله در مكه متوجه بيت المقدس بود قبل از هجرت الا آن بود كه كعبه