تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩ - سوره الفاتحة(١) آيات ١ تا ٧
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا حق تعالى توبه ايشان را قبول كرد و نوح عليه السّلام چون از دست كفار عاجز و مضطر گشت گفت رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً خداى تعالى دعاى او را اجابت كرده دمار از كفار بر آورد و از ايشان ديارى باقى نگذاشت و ابراهيم عليه السّلام در حين طلب حاجت گفت كه رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ دعاى او مستجاب شد و موسى عليه السّلام چون قبطى را بكشت و گفت رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي در جوابش فَغَفَرَ لَهُ نازل گشت و سليمان عليه السّلام طلب مغفرة و پادشاهى باين نام كرد و گفت رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي حقتعالى دعاى او را بسر حد اجابت رسانيد و زكريا عليه السّلام چون از خدا طلب فرزند كرد گفت رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ دعاى وى بدرجه قبول رسيد و يوسف عليه السّلام نيز خداى را باين نام خواند كه رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ پس جبرئيل نازل شد و گفت چه حاجت دارى گفت رب تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ و عيسى عليه السّلام نيز بوسيله اين نام از خداى تعالى طلب مائده نمود و گفت رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ حق سبحانه و تعالى از براى او انزال مائده نمود و ايوب عليه السّلام در حينى كه رب أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ گفت خداى تعالى زحمت و نقمة او را برحمت و نعمت بدل فرمود و سيد انبياء (ص) طلب مغفرت امة را باين نام كرد و گفت رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ در جوابش نازل شد لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ و صلحاى امت حضرت رسالت (ص) چون خداى را باين نام خواندند و گفتند رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا تا آخر توقيع اجابت ايشان چنين آمد كه فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ و شيطان رجيم با كمال طغيان و عدوان نيز خداى را باين نام خواند و گفت رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ خداى تعالى او را مهلت داد تا روز قيامت و فرمود فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ و در ثواب گفتن يا (ربنا) و يا (سيدنا) كه در دعاى بزرگوار (يا من اظهر الجميل) واقع شده پيغمبر (ص) از جبرئيل خبر داده كه چون بنده مؤمن اين كلمه را بگويد حقتعالى بملائكه گويد كه اى فرشتگان من گواه باشيد بر اينكه من آمرزيدم اين بنده را و او را اجر عظيم كرامة فرمودم بعدد هر چه آفريدهام در بهشت و در دوزخ و در هفت آسمان و هفت زمين و بعدد مرور و كرور شمس و قمر و بعدد جميع ستارگان و قطرهاى باران و انواع خلقان و كوهها و سنگريزها و غيرها و بعدد هر چه آفريدهام در عرش و كرسى و غير آن و بواسطه شرافت و عظمة اين نام است كه آن را در يلى اسم بزرگوار خود ثبت نمود و بعد از آن متذكر صفات ديگر شد و فرمود كه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يعنى خداى كه بخشنده نعمة است بر خلقان و آمرزنده عاصيان در آن جهان تكرار اين دو صفة با وجود قرب عهد بذكر آن جهت مبالغه است و گفتهاند كه ايراد اين دو صفت در اول بعد از ذكر معبودية بجهت ذكر نعمتى است كه بسبب آن