تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤ - سوره الفاتحة(١) آيات ١ تا ٧
و گفت
يا مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
سرها را ديدم كه ميافتاد و كسى را نمى ديدم كه شمشير زند و كافران روى بهزيمت نهادند چون حرب تمام شد صورت اينحال را از پيغمبر (ص) پرسيدم فرمود كه فرشتگان گردن ايشان ميزدند و شما نمىديديد و در رواية واقع شده كه هر گاه كارى بر بنده مؤمن تنگ شود و او باين كلمات شريفه مواظبت نمايد آنكار بر او آسان گردد و چون كه تخليص عبادت و تخصيص استعانت باو سبحانه موجب انقطاع است از ما سوى و توجه تام بحضرت مولى و آن باعث استجابت جميع دعوات و سبب انجاح همه مدعياتست از اينجهت او را توطيه طلب هدايت بندگان ساخته در عقب آن ايشان را امر مينمايد كه بگوئيد از روى نياز كه اى آن كسى كه عبادت مخصوص است بتو و استعانت روا نيست از غير تو اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ بنما بما راه راست را كه آن سبب وصول است بجنان و رسيدن بروضه رضوان بدانكه اين كلام بيان معونة مطلوبه است فكانه قال كيف اعينكم فقالوا اهدنا و افراد اين بذكر با آنكه طرق اعانت متعدد است بجهة آنست كه اين مقصود اعظم است و هدايت دلالت است بلطف و لهذا در خير مستعمل است نه در غير آن و قوله تعالى فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ بر وجه تهكم است و هديه از اين مأخوذ است و كسى كه مقدم قوميست او را هادى ميگويند بجهت آنكه قوم باو مهتدى ميشوند و هوادى وحش كه بمعنى اعضاى مقدمه و اوايل آنست نيز از اين ماخوذ است چه اهتداى ايشان بآنست و هادى كه بمعنى عنق است كما يقال و اقبلت هو ادى الخيل اذا بدت اعناقها نيز مشتق است از اين و فعل از اين هدى يهدى است و آن در اصل متعدى بلام است يا الى و بعد از آن نزع حرف جر نمودهاند و مجرور آن را منصوب ساخته مانند كريمه و اختار موسى قومه كه تقدير من قومه است و اين را منصوب بنزع خافض ميگويند و هدايت حقتعالى متنوع است بانواع غير محصوره ليكن منحصر است در اجناس اربعه مترتبه اول افاضه قوى كه بسبب آن بنده متمكن ميشود بر مهتدى شدن بمصالح خود چون قوة عقليه و حواس باطنه و مشاعر ظاهره دويم نصب دلايل فارقه ميان حق و باطل و صلاح و فساد و اليه اشار بقوله وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ و قوله فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى سيم هدايت بارسال رسل و انزال كتب و (اياها) عنى بقوله وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا و قوله إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ چهارم كشف سراير است بر قلوب عباد و ارائه اشياء كما هى بايشان بطريق وحى يا الهام و منامات صادقه و اين قسم مختص است بانبياء و اولياء و عنى ذلك بقوله أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ و قوله تعالى وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا و چون اصل هداية حاصل است مر اهل ايمان را پس مطلوب از طلب هدايت زيادتى آنست و يا ثبات و دوام بر آن و يا حصول مزية مرتبة برايشان پس عارف هر گاه گويد كه اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ مراد وى