تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٣
برين وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً و شايد آنكه دوست داريد چيزى را از روى كسالت طبع و جبلة يعنى جميع آن چيزى را كه از آن منهى ميشويد چه نفس او را دوست دارد و در آرزوى آن است وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ و حال آنكه آن بد است مر شما را يعنى مقتضى است بهلاكت وردى و از جمله آن تخلف است از جهاد كه در دنيا موجب تحمل ذلتست و غلبه اعدا و در آخرت حرمان از ثواب غزو و درجه شهداء و موجب عذاب اليم و عقاب عظيم و ذكر عسى جهت آنست كه نفس چون مرتاض ميشود اين امر بر او منعكس مىگردد يعنى كاره مكروهات نميشود وَ اللَّهُ يَعْلَمُ و خدا ميداند آنچه خير شما در آنست وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ و شما نمىدانيد آن را و در اين دليل است بر آنكه احكام شرع تابع مصالح راجحه است و اگر چه مكلف عالم بمصالح آن نباشد صاحب كنز العرفان در تفسير اين آيه گفته كه كره بضم كاف و فنح آن مصدر است بمعنى مكروه مانند لفظ بمعنى ملفوظ نه مانند خبر بمعنى مخبور زيرا كه خبر بضم خا اسم است نه مصدر و مصدر آن بفتح خا است و كراهت قتل جهت آنست كه بر خلاف طبعست و لهذا فاعل آن مستحق ثواب ميشود و حديث
حفت الجنة بالمكاره
دال است بر اين و شبهه نيست كه نسبت شارع بمكلف مانند نسبت طبيب است بمريض هم چنان كه طبيب آنچه بمريض امر ميكند مكروه طبيعت او است و آنچه او را از آن نهى ميكند محبوب او همچنين است حال شارع نسبت بنفس مكلف و لهذا تعليل آن فرموده بقوله وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ و چون اين معلوم گشت پس بدانكه در اين آيه چند حكم است اول قتال واجب على الكفايتست بجهت آنكه اصل برائة ذمه است از وجوب آن على الاعيان و بجهت اجماع صحابه و غيرهم و بجهت انتفاى مسبب نزد انتفاى سبب در نزد بعضى واجب على الاعيان است
لقوله (ص) من مات و لم يغزو لم يحدث نفسه بغزو مات على شعبة من نفاق
و اين حديث دلالت بر مطلوب ايشان نميكند دوم آنكه واجب على الكفايه گاه است كه واجب على الاعيان ميشود بحسب احوال مقتضيه آن و اين با بقصور كسانى است كه قائم بقتالند از كفايت و يا بتعين صاحب الامر يا غير آن سيم آنكه بعضى بر آنند كه وجوب قتال مختص است بصحابه جهت توجه خطاب بايشان و اين باطلست بجهت عموم قوله تعالى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا الى قوله وَ جاهَدُوا و
لقوله (ص) حكمى على الواحد كحكمى على الجماعة
و بجهت اجماع (چهارم) آنكه خيرات در جهاد ظاهر است اما در عاجل غنيمت است و لذة ظفر و عزت و غلبه و اما در آخرة ثوابست و فوز بمنازل شهدا و در ترك اين اضداد آنست كه فقر است و ذل و خذلان و عقاب و دركات اشقيا و در تفسير شيخ ابو الفتوح مذكور است كه از ابن عباس منقول است كه گفت روزى رديف رسول خدا بودم مرا گفت يا بن عباس
ارض عن اللَّه بما قدر و ان كان على خلاف