تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٠ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
منويست و تقدير اينكه (و انتم تعلمون انها لا تماثله و لا تقدر على مثل ما يفعله) يعنى و حال اين كه شما عالميد بآنكه اصنام مماثل او نيستند و قادر نيستند بر آنكه فعلى كنند كه مثل فعل او باشد از صنايع قدرة و بدايع حكمة كقوله تعالى هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَفْعَلُ مِنْ ذلِكُمْ مِنْ شَيْءٍ و بنا بر اين مقصود از آن توبيخ است و تثريب نه تقييد حكم بتوحيد و قصر آن بر علم چه عالم و جاهل كه متمكن باشند از علم يكسانند در تكليف و ببايد دانست كه مضمون اين هر دو آيه امر است بعبادت خداى تعالى و نهى از اشراك او و اشاره بآنچه علة امر است بعبادت او سبحانه و مقتضى نهى از اشراك و بيان آن بر اينوجه است كه حقتعالى مرتب فرمود امر بعبادت را بر صفة ربوبية تا اشعار باشد بآن كه ربوبية علت وجوب عبادت است و بعد از آن تبيين ربوبية خود كرده بآنكه او خالق اصول ايشان است و آنچه محتاجاند بآن در معاش از مقله و مظله و مطاعم و ملابس چه ثمره وجود اعم از مطعوم است و رزق اعم از مأكول و مشروب و چون بر اين امور غير او سبحانه قادر نيست و شاهد وحدانيت اويند نهى از شرك را بر آن مرتب ساخت و ميشايد كه مراد از آيه اخيره با آنچه ظاهر آن دلالة بر آن ميكند و سوق كلام بآن منتهى شده اشاره باشد بتفصيل خلق انسان و آنچه حق تعالى بر او افاضه فرموده از معانى و صفات بر طريقه تمثيل پس بدن را تمثيل كرده بارض و نفس را بسماء و عقل را بماء و آن چيزى را كه بر او فايض ساخته از فضايل عمليه و نظريه محصله بوساطة استعمال عقل مر حواس را و از دراج قواى نفسانيه و بدنيه بثمرات متولده از ازدواج قواى سماويه فاعله و ارضيه منفعله بقدرت فاعل مختار چه هر آيتى را ظهرى و بطنى هست و هر حديرا مطلعى و چون حقتعالى تقرير وحدانيت خود فرمود و تبيين طريق موصل بعلم بوحدانيت در عقب آن ذكر چيزى كرد كه حجت است بر ثبوت نبوت محمد (ص) زيرا كه ايمان تمام نميشود مگر باقرار بتوحيد و اعتراف بنبوت آن حضرت و آن حجة قرآنست كه معجز است يعنى عاجز كننده همه مردمان جهت آنكه فصاحت او غالب است بر فصاحت هر منطيقى و افحام او شامل جميع كسانيست كه مطالبه كرده شدهاند بمعارضه كردن بآن از مصاقع خطبا و عرب عربا با وجود كثرة ايشان و افراط ايشان در (مضاده) و (مضاره) و تهالك ايشان بر (معازه) و (معاده) و تعريف آن چيزى فرمود كه اعجاز بآن متعرف ميشود تا متيقن شوند كه آن از نزد حقتعالى نزول اجلال يافته هم چنان كه آن حضرت دعوى آن كرد پس فرمود وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ و اگر هستيد در شك و شبهه مِمَّا نَزَّلْنا از آن چيزى كه بتدريج فرو فرستاديم آن را عَلى عَبْدِنا بر بنده خود كه محمد است (ص) و گمان ميبريد كه آن ساخته و يا بافته او است و از نزد ما نازل نشده فَأْتُوا پس بياريد شما كه در فصاحت و بلاغت بيمثليد و در براعت و جزالت بى نظير بِسُورَةٍ بعضى از كلام كه باشد از فصاحت و براعت و حسن