تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢١ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
محتمل است كه مراد از هذا الذى رزقنا اين باشد كه اين نوع ثمره ثواب آن چيزيست كه موفق شده بوديم در دنيا از معرفت و طاعت و مراد از تماثل ميان معارف و طاعت و ميان ثواب آن دو شرف باشد و مزيت علو طبقه پس اين آيه در وعد باشد نظير قوله تعالى ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ كه در وعيد است و از قتاده روايتست كه آن ميوهها در جودة متشابه يكديگر باشند كه هيچكدام از ديگرى كمتر نباشد بخلاف ميوههاى دنيا كه مختلف الطعم و اللون است و نزد بعضى ديگر تشابه از حيثيت توافق است يعنى همه نعم بهشت در لطافت و زينت وجودت مانند يكديگر باشند مثلا خادم موافق مسكن باشد و مسكن موافق فرش و نوع طعام موافق نوعى ديگر و على هذا القياس چنان كه از پيغمبر (ص) مرويست كه در بهشت مرغانى باشند كه بر هر يكى هفتاد هزار پر هر گاه صحنى را نزد بنده مؤمن نهند مرغى از آن بيايد و بر آن صحن افتد و پرها بيفشاند از هر پرش لونى طعام بيرون آيد از برف سفيدتر و از مسكه نرمتر و از انگبين شيرينتر كه همه در اصل لطافت و لذت و بوى خوش مشابه يكديگر باشند و مؤمنان بر غرفه هاى عاليه تكيه زده مرفه الحال و فارغ البال بخوردن اين نوع ميوهها و طعامها مشغول باشند وَ لَهُمْ و مر ايشان را باشد فِيها در آن بهشتها أَزْواجٌ زنانى كه جفت ايشان باشند از حورى و انسى مُطَهَّرَةٌ كه پاك گردانيده شده باشند از عيبهايى كه زنان دنيا راست از بول و غايط و منى و حيض و استحاضه و نفاس و چرك و ساير قاذورات و مكروهات ديگر از سوء اخلاق و قبح صور و افعال چه تطهر مستعمل است در اجسام و اخلاق و افعال يعنى در كمال صفا و غايت خلق و جمال باشند و مطهرة ابلغ است از طاهرة و متطهرة بجهت اشعار به اينكه مطهرى تطهير ايشان كرده و او نيست مگر حق سبحانه و از سعيد بن عامر روايتست كه پيغمبر (ص) فرمود كه اگر زنى از زنان اهل بهشت يك بار بدنيا نگرد همه روى زمين پر از بوى مشك شود و نور آفتاب و ماهتاب را ببرد و از ابن عباس مرويست كه حضرت رسالت (ص) فرمود كه اگر يكى از حور العين آب دهن در هفت درياى تلخ و شور اندازد جميع آبهاى آن چون شهد شيرين گردد و در خبر آمده كه اگر بنده مؤمن زنى عجوزه داشته باشد كه بانواع عيوب و كدورات مبتلا باشد و در غايت قذارت و زشتى حق سبحانه او را در بهشت از جميع آن عيبها پاكيزه سازد و جمال و صفايى كه حور العين را باشد باو عطا فرمايد و جفت شوهر خودش گرداند و در روايت واقع شده كه چون زنان بهشت جفت خود را در بهشت ببينند گويند
(انت لى و انا لك لم تر عيناى مثلك)
من از براى توام و تو از براى من چشم من مانند ترا در حسن منظر و صفاى جوهر هرگز نديده و بدانكه اطلاق زوج بر ذكر و انثى هر دو ميكنند و در اصل اسم آن چيزيست كه مر او را قرينه از جنس او باشد