تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٣ - سوره البقرة(٢) آيات ١٠ تا ١٩
آن را روشن سازد حقتعالى روشنى آن را فرو نشاند و آن كس را تاريك و بىنور بگذارد و حيران و هراسان در آن بيابان بماند همچنين چون منافقان اظهار كلمه توحيد نمايند و در شب تيره ضلالة از بيم شمشير مسلمانان آتش كلمه شهادت برافروزند و بدانمقدار روشنى عزيز و ارجمند گردند و با مؤمنان مخالطه و مناكحه و موارثه نمايند و بر انفس و اموال اولاد خود ايمن شوند حقتعالى در وقت موت نور ظاهر ايشان را كه آن اقرار ايمانست تاريك گرداند بجهت ابطان كفر و آن نور امن و راحت را بظلمة خوف و عقوبت مبدل سازد و ايشان در تاريكى سخط و عقوبت بمانند كه اصلا طريق بيرون شدن از آن نبينند پس جمعى كه حال ايشان بر اين وجه است صُمٌ گرانند به اين معنى كه گوش هوش بر حق نميكنند بُكْمٌ گنگانند باين اعتبار كه سخن حق نميگويند عُمْيٌ كورانند كه حق را نمىبينند مراد آنست كه حقيقت اين اعضا از ايشان مسلوب نيست بلكه چون دلايل حقه را استماع نميكنند و از روى اعتقاد اعتراف بخدا و رسول نمىكنند و آيات باهره و معجزات ظاهره را منظور نظر نميدارند پس گويا كه قوه سامعه و باصره و ناطقه ندارند و مخفى نيست كه اين آيه دلالتى تمام دارد بر آنكه ختم و طبع و ازاغه قلب نه بمعنى حيلوله است ميان ايشان و ميان ايمان تا بواسطة آن قادر نباشند بر ايمان آوردن بلكه مراد از آن اخبار است بآنكه ايشان در اوامر الهيه و حجج بينه و دلايل واضحه تفكر نمىكنند و فهمى كه خدا بايشان كرامت فرموده بجهت عناد و جحود در آيات بينات استعمال نمىكنند فَهُمْ پس ايشان كه به اين مرتبه رسيدهاند لا يَرْجِعُونَ باز نميگردند از كفر بايمان و از ضلالت نفاق بهدايت ايقان ميل نمىكنند و در انوار كشاف آورده كه چون منافقان سد مسامع خود كردهاند از اصاخه حق و ابا كردهاند از آنكه بآن انطاق السنة خود كنند و متبصر شوند بابصار خود بآيات بينه فكان مشاعر ايشان مأوف شده و قواى ايشان منتفى گشته كقوله
|
(صم اذا سمعوا خيرا ذكرت به |
و ان ذكرت بسوء عندهم اذنوا |
|