تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦١
پس از براى پدر و مادر است مراد از خير مال منتفع به است چه اگر نفعى بر آن مترتب نشود آن را خير نميگويند سؤال از وجه نفقه بود و جواب در بيان مصرف آمد زيرا كه اهتمام در آن بيشتر است چه وقتى نفقه معتد به باشد كه در محل خود واقع شود و ديگر آنكه طلب بيان مصرف در سؤال عمرو بود و اگر چه در آيه مذكور نشده و اقتصار فرموده در ذكر بر وجه انفاق بر آن چيزى كه ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ متضمن آنست و از جمله مصارف اهم آنست كه انفاق مال كنيد براى والدين وَ الْأَقْرَبِينَ و براى خويشان نزديكتر وَ الْيَتامى و براى بىپدران خوردسال كه قادر نباشند بر اكتساب نفقات وَ الْمَساكِينِ و براى درويشان كه چاره معيشة خود ندانند وَ ابْنِ السَّبِيلِ و راه گذريان يعنى مسافران و مهمانان وَ ما تَفْعَلُوا و آنچه ميكنيد مِنْ خَيْرٍ از عمل صالح يا آنچه نفقه ميكنيد از مال منتفع به با هر كس كه باشد فَإِنَّ اللَّهَ پس بدرستى كه خداى تعالى بِهِ بكنه آن چيزى كه كردهايد عَلِيمٌ داناست و بر آن ثواب خواهد داد بر طريق توفيه آية دلالت نميكند بر چيزى كه فرض زكاة منافى آن باشد تا بآن منسوخ شده باشد از عبد اللَّه مسعود مرويست كه حضرت رسالت (ص) فرموده كه
اليد العليا خير من اليد السفلى و ابدا بمن تعول امك و اباك و اختك و اخاك فادناك
يعنى دست زبرين بهتر است از دست زيرين و در انفاق بعيال خود ابتدا كن بمادر خود و بپدر خود و خواهر خود و برادر خود و هر كسى را كه نزديكتر باشد بتو در خويشى بعد از آن فرمود صدقه بدرويش اجنبى يك صدقه است و بر خويشان دو صدقه يكى بازاى صدقه و ديگرى بجهت صله رحم و چون صدقه باقرب قربا قرب قربانست و افضل آن كه والديناند از اينجهت حقتعالى ابتدا بايشان كرد و بعد از آن بخويشان ديگر و از پيغمبر (ص) مرويست كه
لا صدقة و ذو رحم محتاج
و در كنز العرفان آورده كه چون در اصول مقرر شده كه خصوص سبب مخصص عام نميشود پس حكم اين آيه مختص به عمر او جموح نباشد بلكه على العموم باشد و اين آيه بآيه زكاة منسوخ نشده هم چنان كه سدى گفته زيرا كه مانعى نيست اجراى حكم آن با وجود حكم زكاة چه جايز است حمل آن بر نفقه واجبه و مندوبه بر والدين پس آيه شامل نفقه واجبه باشد بر ايشان اعم از آنكه از زكاة باشد گاهى كه از سهم غير فقرا بود زيرا كه سهم فقرا بواجب النفقه خود نميتوان داد بلا خلاف بلكه از سهام ديگر ميتوان داد مانند سهم غرما و ابن سبيل و عامل و غير آن و يا از نذور و يا غير جهت انفاق مأكول و ملبوس بر ايشان با صفة فقر بر قدر احتياج و شامل نفقه مندوبه مانند اعطاى تصدقات مندوبه زياده بر قدر حاجت ايشان اعم از آنكه آن اعطا بجهت آن باشد كه در تحصيل علوم دينيه كوشند و يا صرف نمايند در فعل عبادتى مانند حج سنتى و زيارات ائمه ع