تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٧ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
خدا كردارهاى شايسته چون نماز و روزه و زكاة و حج و جهاد و غير آن از واجبات مضمون بشارت أَنَّ لَهُمْ آنكه مر ايشان راست در آخرت جَنَّاتٍ بوستانهاى متعدده كه از غايت كثرت اشجار روى زمين او را پوشيده باشد و در او انواع ميوههاى متلونه و اطعمه مختلفه باشد و ببايد دانست كه اينجمله انشائيه عطفست بر جمل سابقه و مقصود عطف حال آن كسيست كه ايمان بقرآن آورده و وصف ثواب آن بر حال آن كسى كه نگرويده بآن و بر كيفيت عقاب او و اين بر طريق عادت و سنت الهيه است كه تشفيع ترغيب فرمايد بترهيب بجهت تنشيط بر اكتساب آن چيزى كه موجب ثواب نجات ابدى باشد و تنشيط از اقتراف آنچه سبب هلاكت اخروى بود نه آنكه عطف نفس فعل باشد تا واجب شود كه تقدير آن چيزى كنند كه متشاكل او باشد از امر يا نهى و اين را بر او عطف كنند هم چنان كه صاحب مفتاح گفته كه بشر عطفست بر قل كه مضمر است قبل از قوله تعالى يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا يا آنكه عطفست بر فاتقوا و چون كفار مكه معارضه نكردند بعد از تحدى اعجاز قرآن بر ايشان ظاهر شد پس هر كه كافر شد مستوجب عقاب گشت و هر كه ايمان آورد به آن مستحق ثواب شد و اين مستدعى آنست كه تخويف آنها كنند و تبشير آنها و اينكه حق سبحانه امر فرمود رسول را يا عالم هر عصر را يا هر كه قدرت بشارت داشته باشد بآنكه تبشير اهل ايمان نمايد و مخاطب نساخت ايشان را ببشارت هم چنان كه خطاب بكفره كرده بود در آيه سابقه جهت تفخيم شأن ايشانست و ايذان بآنكه ايشان سزاوارانند كه تبشير ايشان كنند و تهنيت ايشان گويند بآنچه معد است براى ايشان در آخرت از نعم جليله ابديه و بشارت خبر با مسرتست كه اثر سرور آن در بشره ظاهر شود و لهذا فقها گفتهاند كه بشارت خبر اول است پس اگر شخصى بعبيد خود گويد كه هر كه از شما بشارت دهد مرا بقدوم ولد من او حراست پس ايشان بطريق فرادى او را اخبار كنند بقدوم ولد وى اول ايشان كه خبر داده آزاد است نه همه و اگر گويد هر كه اخبار كند مرا بقدوم ولد من و همه او را اخبار دهند بر سبيل فرادى جميع ايشان آزاد خواهند بود و اما قوله تعالى فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ بر وجه تهكم است كه موجب استهزاء و مزيت تألم و اغتمام ايشان است و بر طريقه قوله تحية بينهم ضرب و جميع و صالحات جمع صالحه است و اين از صفات غالبه است كه جارى مجراى اسما است مانند الحسنة فى قوله مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ و بجهت اين موصوف آن مذكور نشده و اعمال صالحه عبارتست از اعمالى كه در شرع مسوغ و محسن باشد و الف لام در آن از براى جنس است و عطف عمل صالح بر ايمان و ترتب حكم بر هر دو اشعار است بآنكه سبب در استحقاق اين بشارت مجموع امرين است و جمع بين الوصفين چه ايمان كه عبارتست از تحقيق و تصديق اصل است و عمل صالح مانند بنايى كه بر آن باشد و اصل بدون بنا فايده و نفعى چندان بر آن مترتب نميشود فلهذا ذكر هر يك بدون ديگرى نادر واقع ميشود و در اين دليل است بر آنكه اعمال صالحه خارج است از مسماى ايمان